تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
مىنشاندم ، همين تفكّر و قضيّه و انديشه كه در جواب اين سؤال كفته شذ ، همواره نصب عين او بوذه ، و هست ، و نظر بر آن داشته كه با وجود آنكه بىكار نباشذ ، تا آن فوايد مذكوره در ضمن آن بوذ . فايدهء ديكر در آن تصوّر كرده . و آن آنست كه تا سبب اشتغال بذان فعلى ديكر كه آن مذموم باشذ مانند عيب مردم دانستن و كفتن ، و غيبت ايشان كردن ، و تدبير بذى دشمنان و قصد ايشان انديشيذن ، مشغول نبوذه باشذ ، جه در يك حالت دو انديشه متصوّر نبوذه :
يا رضاء دوست بايذ يا هواء خويشتن
و مانند آنجه شيخ اوحد الدين كرمانى رحمه اللّه كفته كه ، شعر :
با خوذبينى خاك نيرزد نيكى « 1 » * دانستن بذ بخوذ به از صذ نيكى
مىكوش بذانكه بذ نكوئى كشرا * كر بذ باشى و بذ نكوئى ، نيكى
و هر جند معيوب و بر كناه باشم ، بواسطهء بىكارى اين انديشهاى مذموم نكرده باشم ، و كناه بر سر كناه و عيب بر سر عيب نيفزوده ، و جون بذان امور مشغول بوذه باشم ، از آن انديشها و فكرها كه ياذ كرده شذ ، فارغ بوذه ، و روزى بشبى آورده ، و جون با آن افكار مذكوره نبوذه باشم ، غنيمتى و توفيقى تمام شمرده . و اكر مردم تصوّر كنند كه با وجود بىكارى هر كسرا افكار صالحه دست دهذ ، خصوصا كه در ميان كارهاء بزرك بوذه باشند ، اين تصوّرى است باطل ، جه سعى بسيار بجاى بايذ آوردن تا يك زمان كه دو ركعت نماز كزارند ، ضمير و فكر ايشان از وساوس شياطين و انديشهاى باطل فاسد خالى ماند و بدشوارى دست مىذهذ ، و بهترين وجهى آن يافته كه جندان‌كه اشغال داشته باشند ، كه بافكار ديكر مشغول نتوانند شذ ، خصوصا اشغال بافعال صالحه . و بند و زنجير فكر مانند بند و زنجير ديوانكان مىباشذ . و الّا جون فرصت و مجال يابند ، افعال و اعمال بذ ازيشان صادر شوذ .
هامش
( 1 ) - متن : با خودبينى خاك نيره زد نيكى