تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
هر كه بسيار خورذ و آشامذ ، رنجور شوذ . و هر كه بسيار نخورذ و نياشامذ بنادر رنجور شوذ . و مثل مشهور است كى :
ز كم خوردن كسى را تب نكيرذ * ز بر خوردن به روزى صذ بميرذ
و نبى عليه الصلاة و السّلم كه فرموذه به حكم :
« وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى »
« 1 » ، بفرمان حقّ عزّ اسمه جهت رحمت عالميان خبر بازداذه و فرموذه كه : « المعدة بيت كلّ داء و الحميّة رأس كلّ دواء » كسانى كه اين اوامر و نصايح مذكور ، مسموع ندارند و بسيار خورند ، رنجهاء مختلف از آن باديذ آيذ كه هيج يك من كلّ الوجوه به همديكر ماننده نبوذ ، هم امر حق بوشيذه باشند ، و هم خوذ را بدست خود رنجور كرده ، و جرم ، ايشان را بوذ نه غيرى . و بموجب امثله مذكوره بهانه بر ديكرى نتوان نهاذ و اكر نهند و كويند :
بحرص ار شربتى خوردم مكير از من كه منزل در * بيابان بوذ و تابستان و آب سرد و استسقا
بارى هيج بهانه بر حضرت آفريذكار عزّ و علا ، نتوان نهاذ بموجبى كه ياذ كرده شذ و حكم :
« ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ »
« 2 » محقّق باشذ . ديكر : آنكه بدانند كه جون حق تعالى ، صحّت آفريذه ، جرا رنج آفريذه ! ؟ و كيفيّت آفريذن آن بر جه وجه است ؟ تا از احوال و اسرار صادرات واقف كردند . و در حديث مذكور نيز بطريق رمز و اشارات قيدى فرموذه كه جون عقلا آن را بشنوند با سررشته آن افتند و دانند كه آن قيد جهت جيست ؟ و تعلّق بكذام حقيقت و برهان دارذ ؟ و آن آنست كه بلفظ « معه » قيد كرده و فرموذه كه : « الّا و انزل معه دواء » . و شرح و تقرير آن بر ان وجه است كه برهان قائم است كه هيج ممكنى بىضدّ و نقيض نتوانذ بوذ ، مانند آنجه شرّ در مقابلهء خير و دروغ در مقابلهء راست و شب در مقابلهء روز و
هامش
( 1 ) - النجم ( 53 ) : 3 - 4 ( 2 ) - النساء ( 4 ) : 79