تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
كندرين ملك جو طاوس بكارست مكس
اشارت بذين معنى توانذ بوذ ، جه از كذام طاوس ! ؟ و ديكر مرغان جنين مطلوبى بسيار فائده كه ازين مكس حاصل ميشوذ كه آن عسل و موم است ، حاصل توانذ بوذ . و بذين تقرير اكر اين انواع آفرينش و تفاوتها و اختلافات آن كه بعضى از آن ياد كرده شذ نبوذى ، مانند اين مطلوبات مذكوره كه آن به نسبت با ديكر مطلوبات عظيم حقير و مختصر توانذ بوذ ، تمامت معطّل و مهمل ماندى ، و آفرينش بىآن ناتمام بوذى بل قائم نشذى . و آنجه نبى عليه الصلاة و السّلم فرموذه كه : « ما انزل اللّه داء الّا و انزل معه دواء » . هر جند اين كلمهء جند موجز مختصر است لكن در ضمن آن رموز و اشارات و معانى بسيار مندرجست كه آن بذين بحث و بيان كيفيّت صادرات و احوال آن ، كه بذان مشغوليم ، متعلّق است . و نبى عليه الصّلاة و السّلم جهت آن از آن خبر بازداذه تا هر يك به قدر فهم خوذ از آن معانى معلوم كنند . و عقلا و علما كه ايشان خواص نوع انسان‌اند [ 46 ] از كلّيات اين معانى كه در ضمن آن مندرجست متنبّه كردند و با سررشتهء حقايق آن رفتند و آن جند رمز كلّى و قاعدهء معتبر است : اوّل : آنكه بدانند كه به حكم :
« قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
همه از بارى تعالى است ، جنانج هم رنج و هم دواء آن او مىفرستذ عزّ و علا بر وجهى كه هم درين موضع من بعد ياذ خواهيم كرد . ديكر : آنكه بدانند كه اكر او تعالى و تقدّس بذان راضى بوذى كه مردم رنجور شوند و بذان مبتلا كردند و در ان عذاب بمانند يا هلاك شوند ، در مقابلهء آن بما هم دوا نفرستاذى . ديكر : آنكه جون رنجور شوند به حكم آيت :
« لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ »
« 1 » نااميذ نشوند و دانند كه دواء آن هست ، سعى نمايند تا دواء آن حاصل كردانند . و بذان تدبير كنند . و اكر دوا آن نيز و آنجه حق آنست نباشذ ، از رحمت حق تعالى نوميذ نشذه باشند ، شايذ ببركت و خاصّيّت آنكه از رحمت حقّ نوميذ نشذه باشند ، حق تعالى رحمتى ديكر فرستذ . ديكر : تا بدانند كه رنج و درمان آن نه بر آن وجه آفريذه شذه كه روح كه جهت هر كالبذى معيّن آفريذه شذه و مرتّب و معيّن نهاذه و موجود است تا هر كه سوء التدبيرى
هامش
( 1 ) - الزمر ( 39 ) : 53
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 84 | رشيد الدين فضل الله همدانى