زوذى كهن و ضعيف نشذى ، جه بودى ؟ .
كوئيم كه : در سابق ياذ كرديم كه بدن انسان مناسب دنياء زمانى و مكانى آفريذه و در هر دورى و زمانى و ولايتى و مكانى نيز كفتهاند :
كه زير كنبذ خضرا جنان توان بوذن * كه اقتضاء قضاهاء كنبذ خضراست
اين معنى است و يك قسم معظم از كرم و رحمت و فضل و شفقت ، وقتى متصوّر بوذ كه بموجبى كه ياذ كرده شذ ، بيشتر بصفت قدرت جيزى قهر كرده باشذ تا بعد از آن بموجب مذكور صفت رحمت و كرم بوجه عدالت بظهور رسانيذه ، آن كرامت باظهار رسانذ و آفريذن اشيا عين رحمت است و امر و نهى ، به حكم :
« وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ »
« 1 » ، هم عين رحمت . و ميرانيذن و باز اعادت كرده ، زنده كردانيذن عين رحمت . جه وقت كه جيزى مختصر از كسى بستانند ، خصوصا شايذ كه از آن در زحمت باشند ، او را از آن خلاص دهذ ، و در عوض آن جيزهاء معظم با فائده بىزحمت كه باضعاف [ 43 ] اضعاف آن بلك نامتناهى بوذ ، بذو دهذ ، مانند آن شفقتى و رحمتى و كرمى ديكر نتوانذ بوذ . و آن آنست كه آدمى جون نبوذ ، از روى رحمت و كرم بارادت و مشيّت از سر قدرت او را بيافريذ .
جنانجه بايست . و او را بعقل و دانش مزيّن كردانيذ ، تا كمالات بذان حاصل تواند كردن و آن فضيلتى و شرفى و كرمى و رحمتى و قدرتى ديكرست تا در شان او آيت :
« وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا »
« 2 » . وارد كشته ، و او را عمر از بسيار حيوانات زيادت داذه تا بذان كمالات حاصل توانذ كرذن ، و آن نيز كرمى رحمتى و لطفى ديكر است . و بعد از آن او را اجلى معيّن داذه مناسب اين دنياء زمانى و مكانى تا هم مناسب آن بوذه باشذ و هم ايّام قدرت تامّ بموجبى كه در سابق ياذ كرده شذ ، باظهار رسانيده باشد ، و اجل طبيعى به مقدارى معيّن داذه تا كمال در آن متصوّر بوذ ، نه جنانك اكر بسيار از آن دركذرذ و احوال او منعكس شوذ .
جنانجه احوال او ، مشاهد و محسوس است كه كسانى كه بسيار عمر مىيابند ، فرتوت و بىعقل و بىتمييز مىشوند ، جنانجه مشهور و مروى است كه در ادوار ما قبل ، عمر
هامش
( 1 ) - الانبياء ( 21 ) : 107
( 2 ) - بنى اسرائيل ( 17 ) : 70