و جون از آن خانه بيرون روذ ، شايذ كه بمواضع خوشتر و نزّهتر روذ . هر روز بتماشائى و تفرّجى تازه و بمنزلهاء مختلف و غير مختلف مقام كنذ ، خصوصا اكر آن خانه زندان بوذه باشد و كفته ، شعر :
[ 38 ]
دلا تا كى درين زندان فريب اين و ان بينى * يكى زين جاه ظلمانى برون شو تا جهانبينى
و از حضرت حقّ تعالى ندا آيذ كه :
« يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي »
« 1 » .
و آنكه رنجور باشذ كه سفر نتوانذ كردن . و تا صحّت يافتن سفر برو دشخوار و ازو محال بوذ ، جه بيم هلاكت باشذ . و در حركت و منزلهاء مختلف عذاب يابذ اكر او را بگذارند تا باشذ كه صحت يابذ ، بهتر بوذ و اكر نكذارند و صحّت نايافته سفر كنذ ، هلاك شوذ ، مانند كناهكاران كه به بدن محتاجتر باشند تا باشد كه پيش از سفر صحّت يابند و توشهء سفر حاصل كرده روانه شوند مانند . . . . . . . . . . . . . . « 2 » و مادام كه آن شخص در آن خانه بوذه باشذ عمارات خانه كرده باشذ بعد از آن خانه بىخذاوند مانده جون عمارتكننده نباشذ ، لا شك باسباب متنوّعه ويران كردذ و آن شخص بواسطه خرابى آن خانه ويران نكردذ بموجبى كه ياذ كرده شذ . همجنين جان با نفس بهم آمذه و با هم باز كردذ و بيشتر بوذه و بستر خواهذ بوذن تا وقتى كه ديكرباره با بذن آيذ و بدن بذانجا همجنانك بيش ازين زنده و قائم بوذ ، زنده و قائم كردذ ، ان شاء اللّه وحده العزيز .
جواب سؤال جهارم : حكيم فرنك مذكور كه كرده و كفته كى : از آنجه بر بدن آدمى است ناخن و موى . هر دو دراز ميشوذ و جون مىبرند ، ديكرباره بقرار بيرون مىآيذ و مجرّبست كه جون بر آتش نهند ، بوى آن به همديكر مىماند . و بذين وجه طبيعت ايشان بهم نزديك است . و مىبينيم كه بعضى [ را ] موى سياهتر ، و بعضى را سرخ ، و بعضى را زرد ،
هامش
( 1 ) - الفجر ( 89 ) : 27 - 30
( 2 ) - در اصل خالى است .