كبس كويند و باز جون هوا سرد شوذ و تمامت آبها روى زمين روى باندرون نهذ و در زمين غوص كنذ .
و مجرّبست كه جون حلوا سازند تا مادام كه حلوا جوشان باشذ ، روغن بازبس دهذ و ببالاء حلوا بايستد . و جون از جوش بازايستذ و سرد شوذ باز روغن بذان فرو روذ و در اجزاء حلوا سارى كردذ و نابيذا شوذ . همجنين خون در بدن مادام كه بواسطهء حيوة كرم باشذ در عروق ايستاذه و جارى بوذ و خصوصا در اوقاتى كه خون كرمتر شوذ . مجرّبست كه غليان آن عظيمتر مىباشذ و همجنانكه ديكى كه روغن در ان باشذ و آتش در زير آن بسيار بنهند جوشش آن بيشتر بوذ و بسر بدر روذ ، هر جند ديك بر نباشذ .
همجنين در اوقات شدّت حرارت در امراض حادّه اكر خون بسيار و اكر نيز كم باشذ غليان آن بسيار ميشوذ ، و كاهى بطريق رعاف مستفرغ ميكردذ ، و كاهى اسهال خون باديذ مىآيذ ، و كاهى كه مجرى نمىتوانذ كشوذ ، بحقيقت هلاك ميكنذ و فصد كه فرموذهاند هر جند بينند كه امتلاء تمام در ان حاصل نيست ، جون انديشه كنند كه نباذا كه تا تبديل و تعديل آن كردن خللى باديذ آيد ، فصد فرموذن ازين جهت است . و اين همه احوال در وقتى توانذ بوذ كه حيوة باقى است ، و جون حيوة از بدن مفارقت كنذ ، نه حرارت غريزى در بدن و نه حرارت غربت .
و سردى مرك كه سردترين و زشتترين حالاتست و آن ضدّ و نقيض حيوة باذيذ آيذ و حرارتها كه روى نمايذ و غلبه كنذ مانند آن آبها كه در سرما به زمين فرو مىروذ و بازبس نمىآيذ و آن روغن كه باجزاء حلوا فرو مىروذ و نابديذ ميكردذ ، خون باجزاء انسان غوص كرده فرو مىروذ و نابديذ مىكردذ . و اللّه اعلم و احكم .
اينست آنجه در جواب سؤال مذكور بر فور در خاطر آمذ . ان شاء اللّه پسنديذه علما و حكماء اولو الالباب باشذ و از روى كرم و حسن خلق اكر سهوى يابند ، ذيل عفو بوشانيذه اصلاح فرمايند تا ثواب يابند . ان شاء اللّه العزيز .
جواب سؤال دوم : كه حكيم فرنك مذكور كرده و كفته كى حواسّ جرا بنج است ؟ و كمتر و بيشتر نيست و جون حواس بنجست و منسوب بعناصر در ازاء آن ، جرا عناصر نيز بنج نيست ؟ و جون جنين است و جهار حواسّ بجهار عناصر منسوب كردانذ يك حسّ ديكر كه بمانذ بجه منسوب باشذ ؟ بكرم بيان فرمايذ .
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 66
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص٦٦