تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
احتياج نداشته باشذ و جون طبيعت به مقدار و ميزانى معيّن بذو رساند در آن حالت كه فرصت يافته باشذ كه طبيعت از كار مانده و اعضا بقوّت باشذ تحمّل و قوت [ 35 ] غارت زيادت داشته باشذ ، در اعضاء ضعيف كه بواسطهء بىغذائى ضعيف كشته باشذ در آن حالت فرصتى كه هركز ايشان را يعنى اعضاء را دست نداذه باشد و بىاذن و اجازت و ارسال طبيعت جيزى زيادت بنداشته باشند بر آن ، در آن حالت كه بىخبر باشند كه شخص متوفى ميكردذ و حال ايشان نيز بفساد خواهذ انجاميذ ، از سر حرص بذان فرصت مذكور ، آن خون بخوذ كشند بموجبى كه ياذ كرده شذ . و اكر بعضى بازمانذ بموجبى كه در سابق ياذ كرده شذ كه مرك و احوال آن ضدّ و نقيض حيوة و امثال آنست ، رنك و قوام و شكل و هيأت و احوال آن متبدّل كردذ . و اين معنى تنها در بدن انسان و حيوانات نيست . بلك در احوال اشجار و نباتات اين معنى موجود است . جنانج معين است كه درخت ، آب از ريشه ميكشذ و ريشه از زمين ، و آبى كه در زمين باشذ . و مجرّب و مشاهد است كه جون درخت بركشند يا ببرند و آب كه از زمين ميكشد باطل شوذ ، شاخ و برك آن بدانذ كه آب بقرار بسيار خواهذ كشيذن ، زوذ از آب بىبهره خواهذ ماندن و هم خلل او خواهذ شذن . از سر بىخبرى آبى كه همواره از ساق و ريشهء درخت مىكشيذ ، نكشذ . و شاخ درخت بذان واسطه زوذتر خشك شوذ . و نجّاران كه درخت جهت آلات و بوشيذن خانها ببرند ، تجربه كرده باشند ، و شاخ و برك آن زوذ فرو نكنند تا بواسطه كشيذن آب به بالا . و آنكه حرارت آفتاب نيز اضافت شوذ و زوذتر خشك كردذ . و اكر شاخها و برك آن بيندازند ديرتر خشك شوذ . و اكر كسى خواهذ كه درخت بزرك بركشذ و بازنشانذ و بكيرذ از جمله تدبيرهاء آن يكى آن باشذ كه بيش از كندن يا در حال كه بركنذ ، تمامت شاخهاء آن ببرذ و بعد از آن بازنشانذ ، جون شاخهاء آن آب از بدن و ريشهء آن كمتر كشذ ، خشك نشوذ و بكيرذ . و اكر شاخهاء آن نبرند ، جون بدن درخت بىشاخها بسيار باشذ و بيخ آن در زمين متمكّن شذه و قوّت آن نداشته باشذ كه آن قدر آب و غذا از زمين بكشذ كه تمامت بدن و شاخهاء آن را كفاف بوذ ، اكثر آن باشذ كه خشك شوذ و نكيرذ . و ازين جهت است كه درخت جندان‌كه كوتاه‌تر و كوجك‌تر باشذ ، بهتر كيرذ . و جون اسباب مرك متنوّع است و بحسب كمّ و كيف خون در ابدان مردم متفاوت . البتّه بايذ كه درين معانى كه تقرير رفت تفاوتى باشذ . و خون در بدن انسان زيادت از آنج بذين اسباب مذكوره بكلّى در وقت مردن مفقود ماند و حقيقت آنكه جنين است و هر جند هر كذام