تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
توانذ بوذ . و آن انحراف و تغيّر در جهار قسم متصوّر بوذ يا در شكل و هيأت ، يا در رنك ، يا در مزاج ، يا در هر سه ، مانند آنجه صفراء طبيعى را رنك بزردى مائل است و بقوامى و شكلى معيّن . و جون غير طبيعى ميشوذ هم در قوام و شكل و هم در رنك مختلف ميكردذ . جنانجه بعضى . . . . . . . « 1 » . و غليظ ميشوذ و بعضى حارّ و عفن ميكردذ ، و بعضى زرد و سبز و زنجارى ميشوذ و در بعضى اين هر سه صورت مىباشذ . و خون طبيعى كه آن احمر ناصع است و جون غير طبيعى ميشوذ ، كاهى سياه‌تر و كاهى غليظتر و كاهى رقيق‌تر و كاهى كرم‌تر و حارّتر ميشوذ . و در بعضى اوقات آن هر سه صفت درو باديذ مىآيذ و به جائى مىرسذ كه مهلك ميكردذ بموجبى كه ياذ كرده شذ و نيز مىبينيم كه خون و ديكر اخلاط بواسطه ظرف و وعاء آن رنكها مختلف ميكردذ . جنانجه جون باوعيه منى ميرسذ و آن را در آن مكثى باديذ مىآيذ سبيذ مىشوذ كه آن منى است . و مجرّبست كه كسى مجامعت متواتر بكنذ بعوض منى سبيذ [ 32 ] خون ازو جذا شوذ و آن همه منى است . لكن در اوعيه منى مكث و تمكّن نيافته و آنجه حكما كفته‌اند كه : « الغذاء اشبه شىء بالمغتذى » اين معنى است . و مقرّر و معيّن است كه خون از جكر جهت بدل ما يتحلّل هر عضوى قسمى ارسال كردذ بذان عضو مىرسذ ، رنك آن كيرذ و مىبينيم كه غذا جون مىخورند اوّل كه كيلوس ميشوذ ، جون معده عصبانى است ، سبيذ مىباشذ و چون جكر سرخ است و در آن نضج مىيابذ سرخ مىشوذ . و جون مزاج اصلى جكر كرم و تراست اقتضاء رنك هم سرخى كرده .
و دارم ما دمت فى دارهم * و ارضهم ما كنت فى ارضهم
بهر جا كه آن غذا كه جهت بدل ما يتحلّل بدن و اعضاء آنست روذ و در آنجا تمكّنى و مكثى يابذ هم رنك و هم مزاج آن شوذ . و امر طبيعى كه در سابق كفته شذ جنين توانذ بوذ و هر جه بخلاف آن بوذ غير طبيعى باشذ و بسيارى تجربه و مشاهذه رفته كه جون بعضى مردم را فصد كنند كه سردى و بلغم بر مزاج ايشان غالب بوذ . جون در خون ايشان سبيدى باشذ تا حدّى كه ديذه‌ايم كه بعضى مردم كه وجع المفاصل بوذ و فصد كرده باشند ، آنجه از رك ايشان بيرون آيذ تمام سبيذ بوذ . و اكر قائلى كويذ : كه جون تقريرى كردى كه رنك هر جيزى مناسب ظرف و وعاء
هامش
( 1 ) - در اصل خالى است .