و مشورت ايشان نگاهدارند .
606 -
و لا عقل كالتّدبير .
( 1 ) و هيچ عقل نيست بهتر از تدبير آن كس كه اندازهء كار بداند و آنكه بهتر و نيكوتر برگزيند و بر آن كار كند .
607 -
و لا حسب كحسن الخلق .
( 2 ) و هيچ حسبى نيست بزرگوارتر از خوى نيكو و خلق خوش .
608 -
و لا ورع كالكفّ عن محارم اللَّه .
( 3 ) هيچ دستورى « 1 » نيست تمامتر از آنكه از حرام كردهء خداى تعالى باز ايستد از براى رضاى خدا .
609 -
و لا عبادة كالتّفكّر .
( 4 ) و عبادتى نيست بزرگوارتر از تفكّر و انديشه كردن در صنع « 2 » الهى و ايمان را تازه كردن .
610 -
و لا ايمان كالحياء و الصّبر .
( 5 ) و از فعل مؤمنان بهتر از آن نيست كه بندهء از خدا شرم دارد و هر چه خداى نهى كرده است نكند و بر طاعتهاى وى صبر كند .
611 -
و لا يتم بعد الحلم .
( 6 ) و از پس بالغى يتيمى نيست يعنى فرزند بالغ را يتيم نخوانند .
هامش
( 1 ) در نسخهء دانشگاه : « مستورى » و آن اصحّ و درستترست .
( 2 ) در نسخهء قديمى و نسخهء باستانى راد : « موضع أمر » .