623 -
لا فاقة لعبد يقرأ القرآن بعده ، و لا غنى له دونه .
( 1 ) درويشى نباشد در دين آن بندهء را كه قرآن خواند و بر آن كار كند « 1 » و بالاى آن توانگرى نبود در دين .
624 -
لا يفتك « 2 » مؤمن .
( 2 ) خيانت نكند مؤمن و شبيخون نكند يعنى چون بگفتند كه امشب كارزار نكنيم ؛ نكند ، و چون امان بداد خلاف نكند .
625 -
لا يفلح قوم تملكهم امرأة
. ( 3 ) و رستگارى نيابند و كارشان راست نيايد آن قومى « 3 » كه پادشاهشان زن باشد .
626 -
لا ينبغى للصّديق أن يكون لعّانا .
( 4 ) مؤمن راستگوى نبايد مادام تا لعنتكننده بود يعنى نهى مىكند از لعنت كردن الّا در جايگاه خود .
627 -
لا ينبغى لذى الوجهين أن يكون أمينا عند اللَّه
. ( 5 ) نسزد مرد دو روى را كه امين باشد نزديك خدا .
628 -
لا يصلح الملق الّا للوالدين و الامام العادل
. ( 6 ) فروتنى بسيار نكنند الّا براى مادر و پدر يا در پيش امامى عادل .
629 -
لا تصلح الصّنيعة الّا عند ذى حسب أو دين .
( 7 ) نيكوئى بر ندهد الّا با كسى كه خداوند اصل و نسب باشد با خداوند دين و طاعت باشد .
هامش
( 1 ) در نسخهء قديم : « و برو انكار نكند » .
( 2 ) « فتك » از دو باب نصر ينصر و ضرب يضرب براى معنى مذكور در متن آمده است .
( 3 ) در نسخ : « قومى را » .