( 1 ) افسون نيست الّا از چشم بد يا از زهر يعنى براى اين هر دو شايد كه افسون كنند تا در رنج و بد نيفتند .
618 -
لا هجرة فوق ثلاث .
( 2 ) هجرت نبود افزونتر از سه روز .
619 -
لا كبيرة مع استغفار ، و لا صغيرة مع اصرار .
( 3 ) گناه بزرگ نبود با وجود توبه و استغفار ، و گناه كوچك نبود با وجود اصرار يعنى بر آن باز ايستادن .
620 -
لا همّ الّا همّ الدّين ، و لا وجع الّا وجع العين .
( 4 ) غمى نيست بزرگتر از غم وام ، و دردى نيست سختر « 1 » كه درد چشم ؛ و براى آن سخت باشد كه از ديدار دوستان و عزيزان ماند ، و ديگر عجايبها « 2 » نبيند كه در آن انس و راحت فزايد پس ازين همه محروم ماند .
621 -
لا ينتطح فيها عنزان .
( 5 ) زنى بود كه هجو رسول عليه السّلام كرد مردى او را بكشت پس از رسول صلّى اللَّه عليه و آله پرسيد كه درين قتل مرا رنجى بود در دنيا يا آخرت ؟ - رسول عليه السّلام فرمود : نه درين قتل هيچ خصومتى نبود .
622 -
لا يقى « 3 » حذر من قدر
. ( 6 ) حذر و پرهيز كردن چيزى باز نتواند داشتن كه خداى تعالى تقدير كرده باشد .
هامش
( 1 ) در نسخهء دانشگاه : « سختتر » با دو تاء .
( 2 ) جمع بستن « عجايب » در كتب فارسى قدماء بسيارست مانند نظايرش از قبيل « اصحابان » و « ابدالان » و « جواهرها » و « اربابان » و غيرها كه فراوان در فراوان است .
( 3 ) كذا در بعضى نسخ ، و در بعضى ديگر : « لا يغنى » بغين و نون از مادهء « غ ن ى » از باب افعال .