تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ [ إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ
] يعنى چون آفتاب را در پيچند و سياه گردانند و نور و روشنائيش ببرند و آفتابى ازين گرمتر و سوزنده‌تر پيدا كنند كه برود به مقدار يك نيزه بالا بر سر اهل قيامت ايستد ، و از تبش « 1 » آن مغز سرشان به جوش آيد و داود عليه السّلام ميفرمايد : الهى من طاقت آن نميدارم كه بانگ رعد شنوم كه از آن خواستن قيامت آيد ، الهى من طاقت گرماى اين آفتاب ندارم چگونه طاقت گرماى دوزخ دارم ؟ ! [
وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ
] و چون اين ستاره را تاريك و سياه گردانند و همچون باران بر روى زمين ريزانند . [
وَ إِذَا الْجِبالُ سُيِّرَتْ
] و چون اين كوهها را از جاى خويش بر كنند و در عالم چون گردى بپراكنند « 2 » و اين زمين را به زمين ديگر بدل كنند و در عالم بىنشيب و بالاى بگسترانند [
وَ إِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ
] و چون مالداران چهارپايها « 3 » و باغها و سرايها و مالهاى نفيس قيمتى را فرو گذارند و دست بسته با نزديك خدا روند [
وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ
] و چون بهايم و و سباع و وحوش و طيور گرد آورند تا آن عوضى كه ايشان را بر خدا بود بستانند و پس از آن خاكشان گردانند [
وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ
] و چون درياها در هم گشايند « 4 » و آبش به زمين فرو برند ؛ چون خداى آسمان را پيدا كرد و بياراست تا سقف و نظاره‌گاه باشد ، و ماه و ستاره پيدا كرد تا چراغ شب و نور بود و سال و ماه حساب
هامش
( 1 ) در برهان قاطع گفته : « تبش بفتح اوّل و كسر ثانى بر وزن كشش گرما و گرمى را گويند و مخفّف تابش هم هست كه فروغ و پرتو باشد » و نيز در برهان ليكن در فصل تاء با ياى فارسى گفته : « تپش بكسر ثانى بر وزن و معنى طبش است كه اضطراب و حركت از گرمى و حرارت باشد و طبش معرّب آنست با باى ابجد » . ( 2 ) در اصل : « پيدا كنند » . ( 3 ) « عشار » جمع عشراء است در منتهى الارب گفته : « عشراء كنفساء شتر مادهء باردار كه ده يا هشت ماه بر حمل آن گذشته باشد و نام مخاض زايل شده يا ناقهء كه مانند زنان نفساء باشد ؛ عشار بالكسر جمع » و وجه اختصاص بذكر آن در آيه اينست كه آن از نفيسترين اموال عرب بوده است . ( 4 ) كذا و شايد « كشانند » بوده است .