و چون شما همه بر بدى بمرديد بسزد كه امروز از من جزا و مكافات آن عذاب و نكال دوزخ و سلاسل و أغلال يابيد . [
وَ إِذَا السَّماءُ كُشِطَتْ
] و چون اين آسمانها را بر هم نوردند و از جاى خويش ببرند و پاره پاره گردانند . [
وَ إِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ
] و چون دوزخ را بتابانند و گرم گردانند و بصفتى گردانند كه گوئى كه هزار سال تابانيده باشند تا سفيد گشته باشد آنگه هزار سال تابانيده باشد تا سياه و تاريك شده باشد و آن تاريك و سياه بمانده است ؛ با اين همه آدمى بر خود شفقت نمىبرد و از گناه نمىپرهيزد . [
وَ إِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ
] و چون بهشت را نزديك گردانند بهشتى كه در آنجا همه لذّت و راحت بود و صفت بدان قدر كه توانستيم گفته آمد [
عَلِمَتْ نَفْسٌ ما أَحْضَرَتْ
] بداند هر نفسى كه چه كرده است و بچه مشغول بوده است ، و جزا و مكافات وى چه چيز است ، و وى امروز سخت عاقل و زيرك بود و ليكن چه سود دارد اگر خواهد كه رستگاريش از عقاب خدا باشد و به ثواب رسد بايد كه پيوسته بر گناه ندم و پشيمانى خورد و بدرگاه خداى تعالى شود و ليكن سحرگاه بهتر باشد و ناله و زارى مىكند و بتضرّع و زارى ميگويد و فرياد ميخواهد تا وى را خداى تعالى بيامرزد .