و امامان و صدّيقان در سايهء آن ايستاده ، و نيكوكاران در سايهء آن باز ايستاده ، و ترازوى عمل برآويخته ، از خدا ندا مىآيد كه : بيائيد تا آن روزگار در آن دنيا بچه بسر مىآورديد ؟ و عمر جوانى را در چه صرف كرديد ؟ و مال را از كجا بچنگ آورديد ؟ و در چه خرج كرديد ؟ گناهكاران چون اين بشنويد چون گوسفند از خجالت سر در پيش افكنند و با هيچ جاى ننگرند ، و هر گناهى كه كرده باشند ، ظاهر ميگردانند و ايشان بدان رسوا ميشوند .
حضرت مصطفى عليه السّلام فرمايد كه : هر كه ميخواهد كه قيامت را معاينه ببيند بايد كه
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ
« 1 » را برخواند و در آن تأمّل و انديشه كند و در خبرست كه يكى از جملهء مذكّران گفت كه : خواستم كه ببصره شوم بكنار دجله آمدم كشتيى ديدم كه مردى از أصحاب سلطان با كنيزكى درو نشسته بود خويشتن را درويش و مسكين نمودم و كنيزك خواهش كرد و مرا در آنجا بردند چون قدرى رفته بوديم طعام آوردند و مرا بر آن داشتند كه بخورم پس دست به شراب كشيدند و خواستند كه مرا نيز بدهند از آن امتناع كردم كه من رنجورم چون در ميانه خوش فرا ايستادند كنيزك بربط را بر كنار گرفت و ميزد و چون بلبل ميسرائيد مرا گفت كه :
تو همى دانى كه چنين چيزى بگوئى ؟ - ايشان را گفتم كه : من توانم كه ازين بهتر بگويم ، ايشان گوش باز داشتند من بآواز خوش «
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ
» فرا خواندن گرفتم چون قدرى خوانده بودم گريستن بر سر افتاد چون بدينجا رسيدم كه « و
عَلِمَتْ نَفْسٌ ما أَحْضَرَتْ
» مرد برجست و دامن من در گرفت و فرياد همى كرد و ميگفت : اگر توبه كنند بپذيرد ، و پس روى بكنيزك آورد ويرا آزاد كرد و آلات مطربى جمله بشكست و شراب در آب ريخت و از آن پس چندين سال عبادت كرد و بر آن از دنيا برفت ، شبى بخوابش ديدم پرسيدم كه : خدا با تو چه كرد ؟ - گفت :
«
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ
» مرا برهانيد و به مقصود رسانيد .
هامش
( 1 ) مراد تمام اين سورهء مباركه است .