تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
حور العين آيد . . ! و دانائى گويد كه : ويل آن را كه اميدش دنيا بود كه نااميدى بار آورد ، و ويل آن را كه در باب دنيا زيرك و دانا بود و در كار آخرت كاهل و كسلان ، و خنك آن را كه بأحوال مرگ نگران بود كه ميل بطاعت كردن و رغبت در دنيا ناكردن بار آورد . 429 - عجبا للمؤمن لا يرضى بقضاء اللَّه فو اللَّه لا يقضى اللَّه للمؤمن من قضاء « 1 » الّا كان خيرا له . ( 1 ) عجب دارم از مؤمنى كه به قضاى خداى راضى نبود و اللَّه كه خداى تعالى از بهر مؤمن نفرمايد به چيزى الّا كه خير و نيكى وى در آن بود و بو ذر گويد رحمة اللَّه عليه كه : چون بيمار شوم بيمارى از تندرستى دوستر دارم « 2 » . و خداى تعالى از خلق چهار چيز خواست : اوّل - دلشان ، دوّم - زبانشان ، سيّم - خويشان ، چهارم - تنشان ، و از دلشان دو چيز طلب كرد ؛ اوّل - فرمان خداى را بزرگ داشتن ، دوّم - بمردم نيكى خواستن ، از زبانشان دو چيز طلب كرد ؛ اوّل - ذكر خدا كردن ، دويّم - از بهر مردم نيكى خواستن و گفتن و مدارا كردن با ايشان . و از خويشان دو چيز طلب كرد اوّل - به قضاى خدا راضى بودن و بحكمش گردن نهادن ، و دويّم - با مردم خوش طبع و گشاده روى بودند . و از تنشان دو چيز طلب كرد اوّل - خداى را عبادت كردن ، دويّم - مردم را يارى كردن . اين خبر دليل مىكند بر آنكه : هيچ بدى به قضاى خداى تعالى نباشد چنان كه مخالفان ميگويند زيرا كه حضرت مصطفى عليه السّلام سوگند مىخورد كه هر چه خداى تعالى قضا كند همه خير و نيكى مؤمن باشد پس اگر گناه و معصيت كه از بنده واقع مىآيد به قضاى خدا
هامش
( 1 ) در نسخهء قديم : « قضاء » ( بدون لفظ من ) ( 2 ) گويا مراد اينست كه چون دانم كه خداى تعالى براى من بيمارى خواسته است آن بيمارى را به صحت ترجيح مىدهم و در مقابل مشيّت و ارادهء او جلّت عظمته چون و چرا اظهار نميدارم و در اين باب سخت نيكو سروده‌اند :« يكى وصل و يكى هجران پسندد * يكى درد و يكى درمان پسندد » « من از هجران و وصل و درد و درمان * پسندم آنچه را جانان پسندد »