آن كس كه دل در وى بندد . و حضرت امير المؤمنين علىّ عليه السّلام فرمايد كه :
دنيا را ناز و نعمت بودى اگر فنا در قفايش نبودى ، ملك و املاكش بودى اگر هلاكش در قفا نبودى ، و دنيا پشت بر ما ميدارد و وداع مىكند ، و آخرت روى فراما دارد و هر روز نزديكتر مىآيد ؛ يعنى كه آدمى بايد كه طلب آينده از رونده بهتر كند .
و عيسى عليه السّلام فرمايد كه : از پليدى دنيا يكى - آنست كه در وى خداى را كه آفريده است مىآزارند و دويّم - آنست كه تا ويرا از دست بيندازند « 1 » آخرت بدست نيايد .
و حكيمى را پرسيدند كه چه چيزست كه بندگان را به خدا نزديك كند ؟ - و چه چيزست كه بندگان را از درگاه خدا باز دارد ؟ - جواب داد كه : دوستى دنياست كه آشنايان را بيگانه گرداند ، و دشمنى دنياست كه بيگانگان را آشنا گرداند ، و دوران را نزديك گرداند ، و هر كه دنيا را آبادان دارد آخرتش خراب شود ، و هر كه آخرت را آبادان دارد دنيايش خراب شود ، و دنيا چون پليست و عاقل بر پل عمارت و بنياد نسازد ، و بنده بود كه ملك الموت عليه السّلام بوقت مرگ ويرا گويد كه : دنيا را ويران داشتى و آخرت را آبادان ؛ وقتست كه از ويرانى بسراى آبادانى « 2 » آئى و در آنجا بياسائى ؛ و وى چون اين بشنود فرحناك شود ، و كس باشد كه ويرا گويد كه : دنيا را آبادان داشتى و آخرت را ويران گذاشتى وقت آمد كه از آبادانى بويرانى آئى ، آن كس چون اين بشنود بر كرده پشيمان شود . همه كس مرگ را بيقين ميداند و ليكن بيشترى آنست كه برگش نمىكند و خود نميداند كه هر كه امروز در دنيا آن گويد و آن شنود و آن خورد كه ويرا بايد فرداى قيامت آواز سگ و بانگ خر « 3 » و زقّوم دوزخ بود كه ويرا نبايد ، و هر كه امروز از طاعات و خيرات برگ و ساز نكند و از ناشايست گفتن و از حرام خوردن و از ساير گناهان باز نايستد از كجا اميدش بود كه وى در بهشت شود . . ! و آواز حوريان و طعامهاى لذيذ و ميوههاى بهشت و شرابهاى زنجبيل و سلسبيل خورد . . ! و با پيغمبران و صدّيقان بنشيند . . ! و هر كه چشم از حرام باز ندارد كجا اميد دارد كه چشمش بر جمال
هامش
( 1 ) در نسخهء ديگر : « بنگذارند » .
( 2 ) در نسخهء دانشگاه : « بسراى آبادانى عقبى » .
( 3 ) در نسخهء دانشگاه : « و پلنگ و خر » .