تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
عليه السّلام باز گفت تا علىّ عليه السّلام از براى او بگورستان بقيع خانهء بنياد نهاد و نام آن « بيت الأحزان » بر نهاد و فاطمه عليها السّلام شب و روز در فراق سيّد عليه السّلام ميگريست تا آنگاه كه بنزديك خدا شد ، و اگر گريهء آدم و داود و يعقوب و يوسف و يحيى و فاطمه و جملهء كر و بيان عالم در كفّهء نهند و گريهء آن مظلوم زاده علىّ بن الحسين ابن علىّ بن أبى طالب عليهم أفضل الصلوات و أكمل التحيّات در كفّهء ديگر نهند گريهء زين العابدين عليه السّلام فاضلتر و گرانتر بود ، شب و روز در فراق پدر ميگريست و مىناليد چندان كه ويرا گفتند كه : كمتر گرى ، گفت : چگونه نگريم كه اين گريه براى من در قيامت گواهى دهد و شفاعت كند ، و گريه شفاعت باشد ، و گريه رحمت باشد بگذاريد تا بگريم پيش از آن روزى كه گريه سودى ندارد . در حكايت مىآيد كه زنى بود سخت زاهده و صالحه و همه روزه گريستى ويرا گفتند كه : كمتر گرى كه نزديك است كه چشمهايت خلل يابد ، جواب داد كه : اگر بميرم و خداى تعالى بر من رحمت كند چشمى به ازين آفريند ، و اگر بدوزخ روم چشمى كه در دوزخ باشد چه نيك و چه بد . اى كاش « 1 » از مردان اين زمانه تا بزنان ديگر زمانه كس بودى كه بديشان رسيدى و كاش كسى بودى كه حكمتى بگفتى و اگر نتوانستى گفتن آنچه شنيدى بر آن كار كردى چنان كه ايشان آنچه شنيدندى بر آن كار كردندى ؛ و ايشان نيز آدمى بودند و ايشان را نيز هوى و شهوت بود كه بخويشتن فرو نشكيبد « 2 » و اينان هر چند كه بقيامت نزديكترند غافلترند و چنين گويند كه كودكى بود و سالش دوازده يا سيزده بيش نبود - اللَّه أعلم - بگورستان شدى و همى گريستى ، ويرا گفتند كه : مثل ترا چندين گناه نباشد تا بدان بگريى ؟ - كودك گفت : اگر چه گناه اندك باشد بسيار طاعت نيز نبود ، و چون بدوزخ رود اگر همه بيك گناه آتش كار خود بكند و نيك در گيرد و كودك ضعيف و بىطاقت بود . و خداى تعالى عيسى را عليه السّلام گفت كه : بر خويشتن بسيار گرى ، و در خلوت نفس را ملامت بسيار كن ، و ذكر من بندگان
هامش
( 1 ) در نسخهء دانشگاه : « كاشكى » . ( 2 ) يعنى بدون جلوگيرى آتش هوى و هوس و حرص و شهوت خاموش نشود و در نسخهء دانشگاه : « آنها را بخويشتن فرو شكستند » .