زين العابدين عليهم السّلام برنخيزد ، با آن همه عبادت كه ويرا باشد روزى دفترى خواست و مطالعهء عبادت جدّش علىّ را كرد آنگه گفت : كه تواند كه بگرد عبادت امير المؤمنين عليّ عليه السّلام رسد . . . ! و چنين گويند كه بود و اينق « 1 » ملعون جماعتى را از فرزندزادگان او عليه السّلام بازداشته بود در جايگاهى كه آن را روز و شب جدا نمىتوانست كردن از تاريكى ؛ با آن همه عبادت و تسبيح كردندى ، و آزموده بودند كه از پس آنكه چند بار تسبيح كردندى وقت نماز بودى ؛ با اين همه وقت نماز و عبادت گوش ميداشتند . و گويند كه : در روزگار پيشين ابليس عليه اللّعنه يكى را وسوسه ميكرد تا وى گناهى ميكرد پس وى توبه ميكرد خداى عزّ و جلّ عفو ميكرد ، ابليس برفت و سوگند خورد كه مردم را بر چيزى دارم كه آن نيك پندارند و بر آن استغفار نكنند و بر آن بميرند پس جاودان بدوزخ شوند ، پس بدان مشغول شد و بسيار كس از سر جهل ويرا بازى دادند « 2 » تا چندين مقالت در جهان ظاهر شد چون طالع و نجوم و جادوئى و آنچه بدين ماند تا در عالم كفر پيدا شد .
421 -
كاد « 3 » الحسد أن يغلب القدرا .
( 1 ) نزديك است كه حسد غلبه كند بر قدر خداى تعالى ، يعنى بغايتى در بدى تأثير دارد كه اگر او را قوّت بودى نزديك بودى كه تقدير خداى عزّ و جلّ بگردانيدى باز آنكه محالست كه بگردد و اين همچنانست كه خداى تعالى ميگويد :
تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ
« 4 » . و جاى ديگر ميگويد :
تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبالُ هَدًّا
« 5 » . يعنى از دروغى كه از بندگان حاصل مىآيد نزديكست كه آسمان پاره پاره گردد ، و زمين تركيده و دريده شود ، و كوهها به سختى و صلابتش فرو افتد و پست و هامون گردد ؛
هامش
( 1 ) مراد به « ابو دوانيق » منصور خليفهء عبّاسى است كه به اين كنيه معروف است .
( 2 ) كذا در نسخهء قديم ؛ و در نسخهء دانشگاه : « بازى داد » و شايد « يارى دادند » بوده .
( 3 ) در نسخهء خطى شهاب الاخبار به حرف واو در صدر خبر يعنى : « و كاد » .
( 4 ) صدر آيهء پنجم سورهء مباركهء « شورى » است .
( 5 ) آيهء نودم سورهء مباركهء « مريم » است .