وى بخواهد حقّ تعالى روا گرداند پس چنان بايد كه بيمار چون مؤمنى در پرسيدن وى شود از بهر وى دعا كند و آمرزش خواهد « 1 » .
و حضرت باقر عليه السّلام فرمايد كه : حضرت موسى در مناجات گفت : يا ربّ چه مزد دهى آن را كه بپرسيدن بيمار رود ؟ - خداى تعالى فرمود : چون از دنيا برود فرشتهء بر گمارم تا روز قيامت در پرسيدن وى رود ، گفت : يا ربّ چه مزد است آن را كه مرده شويد ؟ - گفت : از گناهانش بشويم چنان كه گوئى كه در آن حالت كه از مادر زاده باشد ، گفت : چه مزد بود آن را كه بجنازهء مؤمنان حاضر شود ؟ - فرمود كه :
چون از گور برخيزد فرشتگان را بفرستم تا با وى بروند و ببهشتش رسانند ، گفت :
يا ربّ چه اجر و مزد باشد آن را كه بتعزيت و دلخوشى زنى رود كه فرزندش بمرده باشد ؟ - گفت : در سايهء عرشش بدارم آن روز كه جز از عرش هيچ چيز سايه ندارد .
و حضرت صادق عليه السّلام ميفرمايد كه : هر آن نابينا كه اميد ثواب را صابر باشد و از دوستاران آل محمّد عليهم السّلام باشد چون با نزديك خدا رود بر وى حساب نباشد . و آوردهاند كه : هر كه در دنيا خداى تعالى چشمش بازستاند بقيامت ويرا هيچ نپرسد .
و خداى تعالى چهار كس را بر چهار كس حجّت خويش سازد « 2 » :
اوّل - سليمان را بر توانگران حجّت سازد ؛ اگر توانگرى در عبادت تقصير كرده باشد نتواند كه توانگرى را بهانه سازد كه هيچ كس از سليمان عليه السّلام توانگرتر نبود با آن همه شغل و پادشاهى كه ويرا بود از عبادت يك لحظه نياسودى و گامى از پى هوا فرا ننهادى ؛ و آوردهاند كه پيوسته روزه داشتى و قوتش نان جوين بودى و از زنبيل بافتن حاصل كردى و آن نيز با درويشان بخوردى . و چنين گويند كه : هر بار كه در مسجد شدى بنگريدى آن را كه درويشتر و جامه چركينتر پوشيده بودى پيش وى بنشستى و گفتى : درويش باد درويش و مسكين با مسكين نشيند .
دويّم - حضرت عيسى را عليه السّلام بر درويشان حجّت سازد كه بر روى زمين
هامش
( 1 ) در نسخهء قديم : « شمارد » .
( 2 ) در نسخهء قديم : « شمارد » .