تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
كه در آن وقت هيچ كس ديگر را نبود و در ميان بيمارى جمله بزيان آمدند ، و خانه‌ها و باغهايش جمله خراب شدند ، و فرزندانش جمله بمردند ، و هرگز از خداى تعالى فرج نخواست و چندان كه توانستى تسبيح و تهليل كردى پس ابليس عليه اللّعنة قومى را كه بوى بگرويده بودند وسوسه كرد كه اگر ايّوب را خيرى و نيكوئى بودى بچنين بلا مبتلا نشدى ، ايّوب چون بدانست بناليد و گفت : ملكا پروردگارا بر درد و بيمارى ميتوانم كه صبر كنم بر درد دين قوّت ندارم ، خداى تعالى ويرا فرج داد و فرزند و مال با وى داد . چهارم - يوسف را عليه السّلام بر بندگان « 1 » حجّت سازد تا اگر درم خريدهء در عبادت تقصير كند و دست بناشايست كشيده باشد و نتواند كه بندگى كند نتواند آن را بهانه سازد بنزديك خداى تعالى ؛ كه يوسف عليه السّلام چون ببندگى افتاد وقت خدمت بنزديك خداوند شدى و آنچه فرمودى بجا آوردى ، پس بگوشهء شدى و بعبادت مشغول شدى ، و چون بزندان افتاد چندان عبادت و گريستن كردى از ترس خداى تعالى كه اهل زندان بستوه آمدند . [ پنجم نيز بتواند بودن اگر چه جايى نيافتم « 2 » ] و آن آل محمّدند عليهم السّلام كه خداى تعالى ايشان را حجّت سازد بر خداوندان بلا و محنت ؛ تا اگر محنت زدهء بسبب بلائى كه بوى رسيده باشد در عبادت تقصير كرده باشد نتواند كه آن را بهانه سازد كه آن بلا و مصيبت كه آل رسول را عليهم السّلام پيش آمد اگر بكوه آمدى پاره پاره شدى « 3 » و معلومست كه فاطمه را عليها السّلام چه رسيد ، و حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام از دست امّتان جافى چه مشقّت ميكشيد تا شمشير زهر آلود بر فرق دو ستر داشت از زندگانى كه گويد : فزت و ربّ الكعبة ، يعنى بخداى كعبه از بلا برستم . و اگر خلق اوّلين و آخرين را جز از مصيبت عليّ بن الحسين عليهما السّلام نبودى كفايت بودى با اين همه ظلم كه برو كردند معروفست كه در عبادت چگونه بوده است ؛ حضرت مصطفى عليه السّلام فرمود كه : روز قيامت ندا آيد كه كسى كه سيّد و مهتر عبّادست بايد كه برخيزد از انبيا و اوصيا ؛ جز علىّ بن الحسين بن علىّ
هامش
( 1 ) مراد بلفظ ( بنده ) در اين مورد درم خريده و مملوك است . ( 2 ) عبارت ميان دو قلاب در نسخهء قديم نيست . ( 3 ) در نسخهء دانشگاه : « گداخته شدى » .