تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
كننده دو عاصى و فاسق باشند و آنچه گفتم « 1 » از بهر آن گفتم كه اصل هر نعمت از خداى تعالى باشد كه اگر خداى ويرا ندهد وى نتواند كه ديگرى را دهد نبينى كه چون خداى تعالى نعمت بيشتر آفريند و فراختر دهد مردم فرا يك ديگر سهلتر دهند ، و چون بخلاف اين آفريند عزيزتر دارند و فرا يك ديگر دشوارتر دهند ، پس بدين دليل معلوم شد كه اصل همه نيكى از خداى تعالى باشد و كس باشد كه لقمهء در خانهء يكى بنمك فرو نهد پيوسته حرمت وى دارد و خداى تعالى كه ويرا روزى دهد و حيات و قدرت ، و پيوسته نعمت بر نعمت مىافزايد هر روز كه آيد هزار بار ويرا مىآزارد و خداى تعالى با حضرت مصطفى عليه السّلام گفت كه : هر كه را دست آويز بجز از من بود و پناه با جز از من دهد ويرا فرو گذارم و درهاى آسمان بر وى ببندم ، و اگر دعا كند اجابت نكنم ، و اگر استغفار كند گناهش نيامرزم ، و هر كه دست به من زند و پناه با من دهد ويرا با پناه گيرم ، و درهاى آسمان بر وى بگشايم ، و چون دعا كند اجابتش كنم ، و چون حاجت خواهد روا گردانم ، و چون استغفار كند گناهش بيامرزم . و بقولى ديگر : نزديك است كه درويشى بكافرى كشد ؛ يعنى درويشى كه راضى نباشد و بحكمت خدا گردن فرو ننهد و بقضايش راضى نباشد ، يا درويشى كه بر درويشى صبر و شكيبائى نكند و جزع و زارى كند ، يا درويشى كه درويشى را بهانه سازد و بر خلق عرض كند و بدان دنيا را بچنگ آورد ، و دشمن‌تر كسى بر خداى تعالى آن باشد كه اين چنين كند كه گوئى كه وى شكايت خدا مىكند و چه بود بدتر از آن كس كه در خانه قوت يك روزه يا يك ماهه يا زيادت از آن دارد و از سبب طمع خود را بر خلق گرسنه نمايد و چنان نمايد كه در خانه چيزى ندارد ، يا درويشى كه گويد : چرا فلان توانگر باشد ؛ چون من درويش باشد ، يا درويشى كه از بهر درويشى روى بر يكى كه حالش به از وى باشد ترش دارد چنان كه گوئى كه خشم دارد ، يا درويشى كه پندارد كه از بىحرمتى بنزديك خداى تعالى درويش است ؛ و مانند اين چيزها كه خداى تعالى از كس دوست
هامش
( 1 ) از اينجا باز تشويشى در نسخهء دانشگاه ديده مىشود زيرا از اينجا باز شروع بمطلب ديگرى مىشود ( رجوع شود بص 265 ؛ س 12 ) .