گواهى بدروغ دهد و بدان گواهى حقّ كسى بشود « 1 » يا رنجى به كسى رسد همين حالش باشد ، امّا آنكه داند و ظاهرش نگرداند « 2 » و حقّ يكى بشود هزار بار ازين بتر باشد قوله تعالى :
وَ لا تَكْتُمُوا الشَّهادَةَ وَ مَنْ يَكْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ
« 3 » يعنى گواهيى كه داريد باز مگيريد كه هر كه چنين كند بزه كار گردد و گواهى بدروغ نه همين باشد كه كسى پيش قاضى و حاكم دهد بلكه هر كه در حقّ ديگرى سخنى بگويد نه از سر علم بل از جهل يا از شكّ همچنان باشد كه گواهى بدروغ داده باشد ؛ روز قيامت حالش همين باشد كه گفته آمد ، و با دروغزنان باشد .
416 -
رحم اللَّه امرء أصلح من لسانه .
( 1 ) خداى تعالى بر آن كس رحمت كناد كه زبان را نگاه دارد از عيب كردن كسان « 4 » يا اگر چيزى خواند درست خواند تا كسان ويرا عيب نكنند « 5 » و اين كس در دنيا و آخرت سودمند بود ؛ در دنيا پيش مردم خجل نباشد و سخنش نيك درگيرد و اگر سخن گويد سخنش تأثير كند ، و آخرتى آن باشد كه الحمد و سوره و قرآن راست خواند در عبادت و غير عبادت كه اگر خطا خواند و تواند كه نيكو گرداند ثوابش نبود ، و همچنين هر كه دعا خواند و خطا خواند بزهاش باشد الّا اگر نتواند و آنچه بر وى باشد از طلب كردن بجاى آورده باشد و هر كلمه كه بفتحه
هامش
( 1 ) يعنى از بين برود و نابود گردد .
( 2 ) بايد دانست كه از جملهء موارد جليّهء تشويش نسخهء شرح شهاب متعلق بكتابخانهء مركزى دانشگاه ( شمارهء 127 ) چنان كه در سابق گفتيم يكى هم اين مورد است زيرا در صفحهء 297 ؛ سطر 9 شرح اين روايت را ترك كرده و بذكر مطالب ديگر پرداخته است و باقى شرح اين روايت را در اينجا ذكر كرده است در صورتى كه چند ورق در ميان اين دو صفحه روايات متعدّد با شروح آنها و مطالب مختلف ذكر شده است ؛ رجوع شود بصفحهء دويست و شصت و يك ؛ سطر سوم ( ص 261 ؛ ص 3 ) ، و از ملاحظهء شمارهء صفحات كه يك مرتبه از صفحهء 297 بصفحهء 261 بر ميگردد حال تقدم و تأخر و تشويش ساير احاديث و صفحات به خوبى روشن مىشود فراجع آن شئت .
( 3 ) از آيهء 282 سورهء مباركهء بقره است .
( 4 ) در نسخهء ديگر بجاى [ عيب كردن كسان ] : « غيبت » .
( 5 ) در نسخهء ديگر : « غيبت بكنند » .