و معنى دوّم - بر ما نه لا يقتر است اندر خور روزگار و ليكن قول اوّل با مذهب راست ترست قول دوّم نيز زيانى ندارد و اين قول آن باشد كه : چون مردم مفسد و بد كار گردند و آنچه توانند از ظلم كردن بكنند و انصاف يك ديگر بندهند و بر يك ديگر بهتان نهند خداى تعالى عنايت از ايشان برگيرد و شرّ ظالم از ايشان بنگرداند لا جرم بر ايشان پادشاهى ظالم « 1 » كند كه ايشان را برنجاند و مال كه ايشان اندك اندك گرفته باشند از يك ديگر ؛ او بيكبار از ايشان بستاند و بسيارى نيكمردان نيز از شرّ ايشان در عذاب باشند « 2 » ، قال اللَّه تعالى :
وَ كَذلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ
« 3 » يعنى خداى تعالى بهرى ظالمان را بر سر بهرى ظالمان مسلّط گرداند بسبب آن ناشايستى كه از ايشان حاصل آيد و أيضا قال اللَّه تعالى :
وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ
؛ يعنى اگر نه باز داشت خدا بودى شرّ بعضى را از بعضى زمين بيكبارگى تباهى شدى « 4 » مصطفى عليه السّلام ميفرمايد كه : اگر نه از بهر پيران ركوعكننده و كودكان شير خورنده و چهار پايان چرنده بودى خداى تعالى عذابى سخت فرستادى و همه را هلاك كردى .
و دانائى گويد كه : مردم بر پنج قسماند :
اوّل - عالمان كه وارثان پيغمبرانند .
دوّم - زاهدان كه مردم بديشان نگرند و سيرت از ايشان گيرند .
سيّم - بازرگانانند كه در نگاه داشتن مال امينانند .
چهارم - پادشاهانند كه بر سر خلق چون شبانانند .
پنجم - غازياناند كه ايشان ناصران دينند .
پس چون عالمان را گفتار از بهر طمع باشد و كردار از بهر جمع كردن مال
هامش
( 1 ) كلمهء « ظالم » در نسخهء قديم نيست .
( 2 ) در نسخهء قديم باضافهء :
« و نيكمردان نيز از شرّ ايشان در عذاب باشند » .
( 3 ) از آيهء 129 « سورة الانعام » است .
( 4 ) در نسخهء دانشگاه : « تباهى گرفتى » و « تباه » و « تباهى » هر دو بيك معنى است .