تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
باشد مردم دست بكه زنند ؟ ! و راه بكه يابند ؟ ! و چون زاهدان مرائى « 1 » باشند و كردار از بهر آن كنند تا مردمان ايشان را مدح كنند و بستايند ؛ پس مردم اقتدا بكه كنند ؟ ! و چون بازرگانان بىامانت و خيانتكار باشند و انصاف ندهند ؛ پس مردم اعتماد بر كه كنند ؟ ! و چون پادشاهان درنده باشند چون گرگ ؛ مردمان پناه بكه دهند ؟ ! و با كه گريزند ؟ ! و چون غازيان نه بوجه « 2 » باشند و جهاد از بهر لهو و طرب و تماشا كنند ؛ پس دشمنان دين را كه باز دارد ؟ ! 414 - يبعث « 3 » النّاس يوم القيامة على نيّاتهم . ( 1 ) برانگيزانند مردمان را روز قيامت بر آن نيّت كه بمرده باشند يعنى هر كه در دنيا بر توبه بمرده باشد و از گناه بپرهيزيده باشد ، و يا دست يابد كه فلان و فلان نيكى بكند يا فلان مظلمه چون توانائيش باشد بجاى بگذارد « 4 » و برين بميرد روز قيامت كه برخيزد در جريده‌اش ثواب اين نوشته باشد . چنان كه آورده‌اند كه كس بود كه چون جريده‌اش از هم باز كنند در آنجا ثواب زكات و حجّ و ديگر طاعتها يابد كه ويرا عجب آيد از آنكه نكرده باشد در دنيا زيرا كه توانائيش نبوده باشد ؛ ندا آيد كه : اگر چه حقّ تعالى ترا در دنيا توانائى اين چيزها نداد از بهر مصلحت چون ترا بايست ؛ و بر ناكردن آن غمگين بودى ، خداى تعالى ثواب آن ناكرده بفضل و كرم به تو ارزانى داشت . آورده‌اند « 5 » كه درويشى بر تلّ « 6 » ريگ بسيار برگذشت تمنّا كرد كه كاشكى مرا چندين گندم بودى تا بر درويشان بنى اسرائيل نفقه كردمى ، خداى تعالى خبر
هامش
( 1 ) در نسخهء ديگر : « در گمراهى » ؛ و « مرائى » بمعنى رياكننده است . ( 2 ) « بوجه » يعنى چنان كه شايد و بايد . ( 3 ) عالم ربّانى مرحوم حيدر قليخان معروف بسردار كابلى بر روى كلمهء « يبعث » علامت گذاشته و در حاشيه گفته : « بلغ قبالا به حمد اللَّه ؛ و الى هنا وجدت من تلك النّسخة القديمة و قد لعبت بباقيها يد الزّمان ؛ فقابلت هذه النّسخة و صحّحتها به قدر الامكان ؛ حيدر قلى ليلة الاثنين السادسة من شهر اللَّه رمضان سنة 1349 » نگارنده گويد : چنان كه اين دانشمند فقيد ( ره ) فرموده است دستبرد زمان به اين نسخه ضايعهء بزرگى براى اسلام بوده است . ( 4 ) در سابق گذشت كه « بجاى گذاشتن » بمعنى ترك كردن و بجاى نياوردن است . ( 5 ) در نسخهء ديگر : « در خبرست » . ( 6 ) در نسخهء قديم « تلهء » ؛ در برهان قاطع گفته : « بل بفتح اوّل و سكون ثانى كوه پست و پشتهء بلند را گويند » .