تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
پيغمبرى مىكند و ويرا پسر عمّى است كه دست و بازوى قوى دارد و با وى متّفق است كه اگر تيغ بر آهن مىزند و اگر بر گوشت ؛ يكسان مىبرّد ، و زره از پيش ميدارد زيرا كه پشت بر دشمن نميكند « 1 » ناچار چون حال چنين باشد هر كه بجنگ آمدى دل شكسته بودى و تا حضرت أمير المؤمنين أسد اللَّه الغالب علىّ بن أبى طالب عليه السّلام بذو الفقار دو سر دمار از كفّار بر نياورد هيچ كس سر بر خطّ فرمان رسول صلّى اللَّه عليه و آله ننهاد « 2 » ، و چنان آورده‌اند كه در وقت خلافت عمر خبر برآوردند كه بمصر فلان كس سر عصيان دارد و بىفرمانى مىكند ، عمر مردى داهى و دوربين بود در حال بمصر نامه كرد كه : اگر فلان كس فرمان نبرد ازين جانب كسى آيد كه چون تيغ بميان سرش زند بميان هر دو پايش بيرون آورد ، چون نامه بمصر رسيد مرد گفت : و اللَّه كه چنين زخم الّا علىّ عليه السّلام نزند و از آن پس نيز قصد عصيان نكرد . 411 - نصرت بالصّبا و أهلكت عاد بالدّبور . ( 1 ) مرا نصرت دادند بباد صبا و عاديان را بهلاك بردند بباد دبور ؛ و چون بو سفيان عليه اللّعنة بالشكر بمدينه رفت تا با مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله حرب كند خداى تعالى باد صبا را برانگيخت چنان كه سنگريزه و خاك در چشم ايشان همى كرد و خيمه‌هايشان از جاى بر مىكند ، و ديكهايشان از بار مىافكند « 3 » ، و بدين سبب هزيمت بديشان افتاد ؛ آورده‌اند كه از هيبت آن باد بو سفيان لعين لگام بر دنبال اسب ميكرد و مىپنداشت كه بر سرش مىكند و در اين جنگ بود كه عمرو عبد ودّ بر دست مبارك شير يزدان و أمير مؤمنان و باباى علويان و ساقى حوض كوثر و صاحب لواى پيغمبر علىّ بن ابى طالب عليه السّلام كشته آمد و جيفهء مردارش بدوزخ رسيد . امّا قوم عاد قومى بودند كه از پس نوح عليه السّلام بديد آمدند و ايشان را
هامش
( 1 ) اشاره به « درع بتراء » است كه نام زره امير المؤمنين عليه السّلام است زيرا آن حضرت پشت بر دشمن نميكرد تا از پشت محتاج بزره باشد و تفصيلش جزء اسلحهء آن حضرت در كتب اخبار و تواريخ و تفاسير و سير و مغازى اسلام مذكور است . ( 2 ) اين سخن خطا و صرف توهم است . ( 3 ) در نسخهء دانشگاه : « از جا بر مىكند » .