تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
از عوّانان وى بدر سراى پير زنى رفت ويرا برنجانيد پير زن بنزديك آن جبّار رفت و گفت : داد من بده و اگر نه بدرگاه خدا شوم تا داد من بدهد ، جبّار آن سخن به هيچ برنداشت و زن سخت پارسا و بوجه « 1 » بود بدرگاه حقّ شد و بناليد در حال آتشى در آن جبّار افتاد و جبّار با مال بسوخت و ملك از دست برفت و درمى چند از آن جبّار در دست بماند ، بر آنجا نوشته بود كه : اين آن جبّار است كه چون ما ويرا فرو گذاشتيم پنداشت كه هميشه چنان خواهد بود . قسم هفتم - آنست كه خداى تعالى بر بنده گيرد بگناهى كه وى مىكند و رحيم‌تر از خداى تعالى كه باشد كه پيوسته بندگان را بر گناه همى بيند و هرگز ايشان را در حال عقوبت نكند و به چندين لطف و مدارا ايشان را با توبه ميخواند و حضرت امير المؤمنين علىّ عليه السّلام فرمايد كه : خداى تعالى حجابها برداشت و هفت آسمان و هفت زمين بابراهيم عليه السّلام نمود ابراهيم عليه السّلام چون در نگريد بندهء را ديد كه بگناه مشغول بود ، دعا كرد خدا ويرا بدعاى ابراهيم هلاك كرد ؛ ديگرى را ديد هم دعا كرد سيّم ديد هم دعا كرد ، خداى تعالى گفت : يا ابراهيم ديدار ايشان بر تو دشوار مىآيد و من پيوسته همى بينم و در ميگذرم و پرده فرو ميكنم و زمانهاى دراز مهلت مىدهم تا بعضى را بتوبه و بعضى را بر وجهى ديگر با درگاه خود خوانم و بيامرزم . و شاه مردان روزى چند نوبت غلام را بانگ زد پاسخ نميداد و بدان نزديكى خفته بود حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نعلين در پاى مبارك و نرمك در بالين وى رفت چون فرو نگريد ويرا بيدار ديد فرمود كه : چرا جواب ندادى ؟ - گفت : زيرا كه از شرّ تو ايمن بودم ، حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روى بر زمين نهاد و گفت : شكر آن خداى را كه علىّ را توفيق داد كه چيزى نكند كه زير دست بدان سبب از وى بترسد . امام زين العابدين عليه السّلام با قومى نشسته بود و يكى از خويشان با وى بخلاف كرد و او را و مادرش را سخنهاى ناخوب « 2 » گفت و قومى كه نشسته بودند
هامش
( 1 ) « بوجه » يعنى صاحب مقام و منزلت و جاه و مرتبت معنوى . ( 2 ) ظاهرا تصحيف ناصواب باشد .