تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
بِآياتِ اللَّهِ
« 1 » بدرستى كه دروغ آن كس با هم بافد كه ايمان ندارد بخداى تعالى . اين آيت دليل مىكند كه هر كه دروغ گويد اگر چه به زبان شهادتين گويد ايمان ندارد بخداى تعالى و منافق بود ، و دروغگوئى همه معصيت باشد اگر چه بر سبيل مزاح باشد و هيچ چيز بدتر از آن نبود كه كسى ميان مردم صلاح يا سدادى جويد و از سر جهل دروغ گويد تا آن شغل بسته شود و پندارد كه آن نيكوست و نداند كه هيچ صلاحى نيكوتر از ترك دروغ نباشد چون نيكو شناسد ، و هر كه در دروغ گفتن دلير شود نزديك به آن بود كه كافر شود . و حضرت مصطفى عليه السّلام فرمايد كه : چهار كس آنند كه هر يكى را عذابى و نكالى باشد كه آن ديگر را مثل آن نباشد . اوّل - هر كه بميرد و مال مردم در گردنش باشد . دوّم - آنكه تن را از بول نگاه ندارد . سيّم - آنكه گوش ميدارد تا كجا حديثى بشنود كه آن را ياد گيرد و مردم را بدان ميخنداند . چهارم - آنكه سخن چيند ؛ ويل آن را و ويل آن را و ويل آن را ، و هر كه دروغ گويد و داند كه آن دروغ است اگر چه گناهش عظيم است باشد كه از آن توبه كند ، حال آن كس بدتر باشد كه دروغ بر خداى تعالى بندد يا بر رسولش عليه السّلام و اعتقاد مىكند كه آن بحقّ است چون مشبّهه و قدريّه و آنچه بدين ماند ؛ قال اللَّه تعالى :
وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ تَرَى الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ
« 2 » . تو بينى روز قيامت يا محمّد آن را كه بدروغ چيزى با خدا خوانده باشد كه رويش سياه و تاريك گشته باشد . و حضرت مصطفى عليه السّلام فرمايد كه : امّت من بهفتاد و سه فرقه شوند بعد از من يكى ناجى و رستگار باشد و باقى هالك و اهل نار بود « 3 » و اين از آن خواست كه دشمنان دين چون قوّت اهل اسلام ديدند نتوانستند كه چيزى كنند الّا آنكه با اهل اسلام بياميختند و خبرها بدروغ ميساختند و با حضرت مصطفى عليه السّلام همى خواندند « 4 » و مروانيان خرج « 5 » ميكردند تا راويان خبرهايى
هامش
( 1 ) صدر آيهء 105 سورهء مباركهء « نحل » و ذيل آن اينست :وَ أُولئِكَ هُمُ الْكاذِبُونَ. ( 2 ) صدر آيهء 60 سورهء مباركهء « زمر » و ذيل آن اينست :أَ لَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْمُتَكَبِّرِينَ( 3 ) شرح اين حديث در ذيل ميزان الملل ( ص 197 - 200 ) بتفصيل و در تعليقات جلاء الاذهان نيز ليكن با جمال مذكور است . ( 4 ) يعنى به حضرت پيغمبر نسبت ميدادند . ( 5 ) در نسخهء قديم « جزع » .
شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 237 | محمد بن سلامة القضاعي / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)