تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
ديدم كه سزاى تخت و سرير است سبد ميفروشد ، بانويش گفت : ويرا بخوان ، پس ببهانهء سبد خريدن او را در خانه خواندند چون در سراى شد در سراى اندر بستند پس زن ويرا گفت كه : ترا مالى فراوان دهم تا از كردن اين پيشه خلاص گردى ، مرد گفت : مرا اين پيشه اختياريست نه اضطرارى ، و ميان ايشان سخن درين معنى بسيار برفت ؛ تا به آخر زن گفت تا مراد من حاصل نكنى خلاصى « 1 » نيابى مرد درماند گفت : اوّل مرا بحاجتگاه « 2 » حاجتست ، چون ببستان شد بر كنارهء آن سراى كوشكى بود و كوشك در آن باغ بود مرد بدان كوشك بردويد ، چون به بالاى كوشك رسيد گفت : اى نفس گناه بايد كه نباشد چون تو نباشى چه زيان دارد ، و خويشتن را از آن كوشك بلند به زير انداخت ، خداى تعالى فرشتگان را فرمود تا ويرا نگاه داشتند و بىرنج ويرا بر زمين نهادند ، چون به خانه رسيد بىگناه بود زن را گفت كه : بر قاعدهء هر شب آتش بر افروز تا همسايگان حال ما ندانند و به آب روزه بگشود و بعبادت مشغول شد ، زنى از همسايگان درآمد تا آتش برد چون بسر تنور شد اهل اين مرد را آواز داد كه تنور پر از نان در بستى و بگذاشتى تا سوخته گردد ! . اهلش چون فرا رفت تنور پر از نان ديد مرد بدانست كه از آن « 3 » بركت پرهيزيدنست از گناه ، و نانى خورد كه هرگز چنان نان نخورده بود ، و لذّتى يافت كه هرگز چنان نيافته بود . و حضرت مصطفى عليه السّلام فرمايد كه : در بنى اسرائيل مردى بود كه
هامش
( 1 ) كذا در هر دو نسخه و درست هم هست در غياث اللّغة گفته : « خلاص بفتح مصدر است و خلاصى بزيادت تحتانى نيز در محاورهء فارسيان واقع است ؛ مثال خلاص ( بدون ياء ) سعدى گويد :يكى گفت از چار سوى قصاص * چه كردى كه آمد بجانت خلاصمثال خلاصى ( با ياء ) يحيى شيرازى گويد :سفر از غم خلاصى كى دهد محنت نصيبان را * همان در بحر باشد گر چه كشتى بر كنار آيدو لفظ خلاص كه مصدر است در محاورهء فارسيان بمعنى مفعول نيز آيد يعنى بمعنى رها و آزاد » . ( 2 ) مراد بيت الخلاء و مستراح است . ( 3 ) در نسخهء ديگر : « كه اين از » پس شايد كه درست اين باشد : « كه آن از » .