اين دو فرشتهء مقرّب معصوم به تو مىآيند و تو رنجانيده و آزرده با من مىفرستى ، اى بنده بصفتى آى كه اگر پيش تو وصف تو كنند و تو ندانى كه وصف كه ميكنند تو عجب بمانى و آن را كه صفتش ميكنند عيب و ملامت كنى .
دانم كه مكلّف چون بدينجا رسد و اين كتاب برخواند يا بشنود دلش نرم گردد و بر گناه پشيمان شده باشد پس بايد كه از بهر گوينده و گرد آورنده و نويسندهء اين سخنها بتفصيل از خداى تعالى رحمت خواهد « 1 » و بدترين كس آن باشد كه پند و موعظت در دلش تأثير نكند . و حضرت مصطفى عليه السّلام فرمايد كه : پند و موعظت نعمت خداى تعالى باشد و بنده را واجب باشد كه بر نعمت شكر كند و شكر اين نعمت آن باشد كه بنده پند و موعظت بشنود و بر آن كار كند ، و هر كه پندى و يا موعظتى بشنود و در دلش ترسى پديد آيد چنان كه از درخت برگ ريزد گناهان از تن وى فرو ريزد ، و چنين گويند كه : اگر يكى مال دنيا بكلّى بر سبيل هديّه به كسى دهد چنان نباشد كه سخن حكمتى ويرا بشنواند و سخن حكمت آن بود كه كسى را بترساند يا از معصيت باز دارد يا با كردار خير و صلاح خواند ان شاء اللَّه تعالى وحده .
تمّت المجلّدة الاولى من كتاب شرح الشّهاب و يتلوها المجلّدة الثّانية و هي مبدوّة بالباب الثالث المصدّر بحديث :
« حفّت الجنّة بالمكاره و حفّت النّار بالشّهوات » الحمد للَّه ربّ العالمين و صلّى اللَّه على محمّد و آله الطّيّبين الطّاهرين و سلّم تسليما كثيرا كثيرا
هامش
( 1 ) بايد خوانندگان محترم از طلب رحمت و مسألت مغفرت چنان كه مؤلّف كتاب رحمة اللَّه درخواست كرده است دريغ ندارند تا خودشان نيز مشمول آن باشند و مغمور رحمت و مغفرت خداى تعالى گردند ان شاء اللَّه تعالى ؛ سعدى در اين باب نيكو سروده است :« بماند سالها اين نظم و ترتيب * ز ما هر ذرّه خاك افتاده جايى »
« مگر صاحبدلى روزى برحمت * كند در حقّ درويشان دعائى »