بجنبش درآمد و معروفست كه بدان قوم چه رسيد و حضرت مصطفى عليه السّلام فرمود كه :
ناكح اليد ملعون
؛ يعنى آنكه نطفه بدست از خود جدا كند ملعون است ، يكى را برين عمل بروزگار أمير المؤمنين عليه السّلام بگرفتند و پيش شاه مردان بردند بفرمود تا چندانى بر دستش زدند كه خون برآمد بر جملهء انگشت . و هر كه بناشايست جنب گردد و اگر بهر رودى و دريائى و جوئى و چشمهء كه در عالم باشد غسل كند پاك نگردد و از جنابت بيرون نيايد الّا آن وقت كه توبه كند و عزم كند كه با سر آن چنان گنان نشود .
407 -
من كذب عليّ متعمّدا فليتبوّأ مقعده من النّار
« 1 » ( 1 ) هر كه بدروغ با عمد « 2 » با من خواند « 3 » بايد كه جاى خويش از آتش دوزخ بسازد .
حضرت مصطفى عليه السّلام را پرسيدند كه مؤمن زنا كند ؟ - گفت : باشد كه كند ، پرسيدند كه : دزدى كند ؟ - گفت : باشد كه كند ، پرسيدند كه : دروغ گويد ؟ - گفت : نه ؛ قال اللَّه تعالى :
إِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ
هامش
( 1 ) شهيد ثانى ( ره ) در درايه گفته : « حديث :
من كذب علىّ متعمدا فليتبوّأ مقعده من النار
؛ يمكن ادّعاء تواتره فقد نقله عن النبى ( ص ) من الصحابة الجمّ الغفير ؛ قيل :
أربعون ، و قيل : نيّف و ستّون ، و لم يزل العدد في ازدياد » و بعد از شرح عبارت در شرح درايه گفته : ( ص 16 نسخهء چاپى ) : « و ظاهر أنّ التواتر يتحقّق بهذا العدد بل بما دونه » .
شيخ حسين عاملى ( والد شيخ بهائى ) رحمة اللَّه عليه در درايه گفته : ( ص 77 نسخهء مطبوعه ) : « و حديث [
من كذب على متعمدا فليتبوأ مقعده من النار
] متواتر عند العامّة لانّه نقله عن النبى ( ص ) الجمّ الغفير ؛ قيل : اربعون ، و قيل : اثنان و ستّون ، ثم لم يزل العدد في ازدياد على التوالى الى يومنا هذا » .
( 2 ) بايد دانست كه نسخهء دانشگاه در اينجا نيز نسبت بترجمهء حديث مشوش شده يعنى ناسخ و نويسنده شرح اين حديث را ترك كرده و بمطلب ديگرى پرداخته است ( رجوع شود بصفحهء 261 آن نسخه يعنى شمارهء 127 نسخ دانشگاه ؛ سطر 3 ) آن وقت از صفحهء 265 از سه سطر به آخر صفحه مانده سر برآورده است ؛ هر كه طالب باشد مراجعه كند .
( 3 ) يعنى بر من افترا بندد و سخنى را كه من نگفتهام و حكمى را كه من نياوردهام بدروغ از من نقل كند و به من نسبت دهد .