( 1 ) هر كه به چيزى از كارهاى مسلمانان والى و حاكم گردد چون خداى تعالى بر وى خير خواهد وزيرى صالح از بهر وى پيدا كند تا ويرا چون مصلحت « 1 » فراموش شود با يادش دهد ، و اگر بيادش بود يارى دهد تا بجا آورد يعنى هر كه از قبل پيغمبر يا امام والى شهرى گردد يا كارى از كارهاى مسلمانان در دست وى شود ، خداى تعالى از بهر وى قرينى صالح كه ويرا غم دين و اعتقاد دارد با ديد « 2 » كند تا وى در كارها مشورت با وى كند و صلاح و فساد از يك ديگر باز داند .
و رسول عليه السّلام فرمايد كه : هر كه امير گردد اگر همه بر سر ده كس باشد و انصاف ايشان ندهد و كار ايشان فرو گذارد بقيامت سرش با دو دستش و دو پايش در سوراخ تيرى آهنين كنند كه وزن و ثقل آن جز خدا نداند كه چند باشد . و حضرت مصطفى عليه السّلام فرمايد كه : روز قيامت ندا آيد كه كجايند ظالمان ؟ كجايند عوّانان و ياران ايشان ؟ و كجايند آنان كه براى ايشان دواتى سياه كرده باشند « 3 » يا قلمى براى ايشان تراشيده باشند ؛ يا سر كيسهء براى ايشان در بسته باشند . و حضرت صادق عليه السّلام فرمايد كه : هر كه كارى از كارهاى مسلمانان در خود پذيرد پس در آن خلل كند خداى تعالى ويرا فرو گذارد يعنى رحمت از وى باز گيرد و هر [ كه براى ] يكى از عوّانان و مخالفان دين تواضع و فروتنى كند يا چيزى از ايشان بوى رسد خداى تعالى ويرا محروم كند ، و با خويشتن گذارد ، و بركت از وى باز گيرد ، و اگر خير كند از آن چيزى كه از ايشان بوى رسيده باشد همه هباء منثورا « 4 » باشد .
و هر كه پادشاهى كه عادل بود و امر بمعروف كند و نهى از منكر ، و حقّ از ناحقّ بديد كند ، شايد كه كس عمل وى كند بلكه نزديك باشد كه واجب گردد چون داند كه مؤمنان را يارى دهد ، و شغل ايشان گذارد ، و ديگر راحتها بديشان رساند ،
هامش
( 1 ) در نسخهء قديم : « آن مصلحت » .
( 2 ) در قديم « باديد » و « بديد » هر دو بباى عربى بمعنى « پديد » كه اكنون بپاى پارسى استعمال مىشود به كار ميرفته است و در كتب فارسى قديم شواهد آن بطور وفور ديده مىشود .
( 3 ) يعنى مركب بدوات ايشان ريخته باشد .
( 4 ) يعنى پوچ و بيفايده مانند گرد پراكنده شده .