سيّم - آنكه نيّت كند كه با مردم نيكوئى كند .
چهارم - راضى گردد از آن كس كه بحقّ خصمش بود .
و هر كه شبانگاه چون بخسبد از چهار چيز تقصير كرده باشد وى سخت غافل بود و كارش در مخاطرهء عظيم بود :
اوّل - از فرايض كه در گردنش بود .
دوّم - از گناه توبه نكرده باشد .
سيّم - خصمان را خشنود نكرده باشد .
چهارم - اگر وصيّتى دارد نكرده باشد كه نه پيدا بود كه ملك الموت عليه السّلام با وى چه كند .
و بقولى ديگر ده چيز است كه بامداد چون برخيزد واجب شود :
اوّل - خداى را ياد كند و ايمان و معرفت را تازه گرداند . دوّم - ستر عورة كند . سيّم - وضو كند . چهارم - نماز كند . پنجم - وعدهء را كه خداى تعالى كرده است از بهر روزى ايمن باشد . ششم - توكّل بر خدا كند . هفتم - بدان چه يابد قناعت كند . هشتم - حلال خورد و بحلال به كار دارد . نهم - به قضاى خدا راضى باشد و بر بلايش صابر باشد . دهم - بر نعمتهايش شكر كند و دين پاك را از نعمتها شمرد ، و هيچ نعمتى بزرگتر و بهتر از دين نبود . و حضرت مصطفى عليه السّلام فرمايد كه : دنيا در جنب آخرت ازين كمتر بود كه قطرهء آب در جنب دريا ، و چون دنيا بيك باره در جنب آخرت سخت اندكست پس آنكه پنجاه سال يا صد سال يا كمتر عمر دريابد خود چون باشد ؟ ! .
405 -
من ولى « 1 » شيئا من أمر المسلمين فأراد اللَّه به خيرا جعل معه وزيرا صالحا ؛ فان نسى « 2 » ذكّره ، و ان ذكّر أعانه .
هامش
( 1 ) ممكن است كه
« ولى »
را بصيغهء مجهول از باب تفعيل خواند يعنى هر كه او را والى كنند .
( 2 ) در بعضى نسخ معتمده باضافهء
« شيئا »
.