و سخن هرزه و فحش كه ما را بشنوانيدى ، بسى كه ما را بمجلس فسق و فجور حاضر آوردى ، و بسى كه ما را به معصيت كردن برنجانيدى ، و بسى ناشايست كه بر ما عرض كردى ، و ما را حرمت نداشتى ؛ پس بشوند و از رنج وى برآسايند « 1 » .
تو چنان زى كه بميرى برهى * نه چنان زى كه بميرى برهند
و كس بود كه ويرا گويند كه : نيك بندهء كه تو بودى ، چه نيك مونسى كه تو بودى ، بس خيرات و طاعات و عبادات كه تو ما را بنمودى ، و سخنهاى نيك كه ما را بشنوانيدى ، و بسى مجالس علم « 2 » كه ما را آنجا حاضر آوردى ، و بسا ناشايست كه بحرمت داشتن ما « 3 » از دست بداشتى ، خداى تعالى بر تو رحمت كناد و از تو راضى باد .
386 -
من أذنب في الدّنيا ذنبا فعوقب به فاللَّه أعدل من أن يثنّي عقوبته على عبده .
( 1 ) هر كه گناهى كند در دنيا و وى را بر آن عقوبت كنند يعنى حدّ خداى تعالى بر وى برانند خداى تعالى عادلتر از آنست كه بندهء خويشتن را دو بار عقوبت كند و اين به شرط آنست كه از آن گناه باز آيد .
387 -
و من « 4 » أذنب ذنبا في الدّنيا فستره اللَّه عليه و عفا عنه فاللَّه أكرم من أن يعود في شيء قد عفا عنه .
( 2 ) هر كه در دنيا گناهى كند پس خداى تعالى بر وى ستر كند و از آن گناهش عفو كند خداى تعالى كريمترست از آنكه ديگر باره بميان آورد چيزى را كه از آن عفو كرده باشد . و پرسيدند حضرت مصطفى را عليه السّلام كه خداى تعالى ستر كند چون كند ؟ و پرده برگيرد چون برگيرد ؟ - فرمود كه : چون بنده بگناه مشغول شود
هامش
( 1 ) در نسخهء ديگر : « و بسى حشو از رنج وى بر آسايند » .
( 2 ) در نسخهء ديگر : « و بسى مجالس ذكر و علم » .
( 3 ) در نسخهء ديگر : « كه بحرمت داشتى تا » .
( 4 ) كذا با وجود حرف عطف « و » در آغاز خبر در نسخهء عتيقه .