تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
با دنيا دادن » آن باشد كه بخلاف اين كند كه گفته آمد ، لا جرم خداى تعالى لطف و توفيق و نصرت و تأييد از وى باز گيرد ، و ويرا با خويشتن گذارد ، پس دايم تمنّاى او آن بود كه چيزى چون بدست آورد ؟ يا مرادى « 1 » چون بيابد ؟ و يا هوائى را چون تواند كه براند ؟ و پيوسته در غم اين چنين باشد و اگر روزى چيزى در نيايد يا چيزيش بزيان شود از غم آن بشب نخسبد و اگر پيوسته فرايض و واجبات از وى فوت شود و گناه بيشمار از وى حاصل مىآيد يك ذرّه اندوهش نباشد ، و از اين بسيار بتر جمله صفت دنياست كه اگر نبود غم و اندوه باشد و اگر بود هم غم و اندوه بود ، و حالش آنست كه نفسها را كهنه گرداند ، و اميد را دراز گرداند ، و مرگ را نزديك گرداند « 2 » و اصل هر گناهى و خطائى دوستى دنيا بود ، و ابليس ملعون گويد : مرا چندان بس باشد كه بندهء دنيا را دوست بدارد و بدان ميل كند پس چنان باشد و چنان كند كه مرا ميبايد و هر وسواسى كه كنم « 3 » زود تأثير كند . 382 - من طلب محامد النّاس بمعاصى اللَّه عاد حامده من النّاس ذامّا . ( 1 ) هر كه مدح و ستايش مردم طلبد به معصيت خداى تعالى ، مردم بجاى آنكه وى را ستايند عيب كنند و بد گويش گردند . 383 - من التمس رضى « 4 » اللَّه بسخط النّاس رضى اللَّه عنه و أرضى عنه النّاس . ( 2 ) هر كه طلب رضاى خداى تعالى بسخط و خشم مردم كند خداى تعالى از وى راضى شود و مردم را از وى راضى گرداند . 384 - من التمس رضى « 5 » النّاس بسخط اللَّه سخط اللَّه عليه و أسخط
هامش
( 1 ) در نسخهء ديگر : « كه چيزى چون بدست آورد و باز گيرد و تا مرادى » . ( 2 ) در نسخهء غير دانشگاه : « نگرداند » . ( 3 ) در نسخهء ديگر : « كند » . ( 4 ) در نسخهء قديم : « رضاء » بمدّ و در حاشيهء آن ذكر شده : « الرّضى بالكسر مقصورا مصدر « رضى » ( بفتح راء و كسر ضاد و فتح ياء ) و ممدودا بالكسر أيضا الاسم من [ رضى ] » . ( 5 ) در نسخهء عتيق : « رضاء » بمدّ .