( 1 ) هر كه با وى نيكى كنند بايد كه مكافاتش كند ، و اگر نتواند بر سبيل مدح باز گويد ، و آنكه « 1 » چنين كند شكرش كرده « 2 » باشد .
اين هر دو خبر دليل مىكند بر آنكه يك ديگر را هديّه فرستادن و با يك ديگر تبرّك كردن مؤمنان را نيكو باشد ؛ زيرا كه بدين سبب ميان ايشان دوستى بديد آيد ، و همچنين خبر دليل مىكند كه مؤمن نشايد كه هديّهء مؤمن را ردّ كند ، و نيز دليل مىكند بر آنكه نشايد كه مؤمن توانگر هديّه از مؤمن درويش باز گيرد از بهر آنكه مكافات بيابد كه دعاى مؤمن بهتر از مكافات باشد ، و چون مؤمنى سلام بر كسى كند بايد كه جواب وى بر وجهى نيكوتر از آن باز دهد « و رحمة اللَّه و بركاته » در افزايد و تازه روئى كند تا ثواب يابد .
378 -
من أولى رجلا من بنى عبد المطّلب معروفا في الدّنيا فلم يقدر أن يكافئه كافأته عنه يوم القيامة .
( 2 ) هر كه در دنيا با يكى از فرزندان عبد المطّلب نيكى كند و وى بر مكافات آن قادر نباشد من كه رسولم مكافات كنم ازو در روز قيامت ؛ و مراد به « فرزندان عبد المطّلب » عبّاسيان و طالبياناند و طالبيان بر سه قسماند علوياناند و جعفرياناند و عقيلياناند ؛ و علويان بر دو قسماند فاطمياناند و ايشان فرزندان مصطفىاند عليه السّلام الّا آنكه از نسب شاه مردان و شير يزدان عليّ بن أبى طالباند عليه السّلام ، و بعضى آنند كه نه از فاطمهء زهراءاند عليها السّلام و حقّ سبحانه و تعالى در حقّ ايشان اين آيه فرستاد كه :
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
« 3 » گفت : يا محمّد بگو امّت را كه : من بدين رسالت كه گزاردم از شما هيچ مزدى و پاداشتى « 4 » نميخواهم الّا آنكه قرابت مرا دوست داريد و اين
هامش
( 1 ) در نسخهء ديگر : « كه چون » .
( 2 ) در نسخهء ديگر : « گزارده » .
( 3 ) وسط آيهء 23 سورهء مباركهء « شورى » است .
( 4 ) در برهان قاطع گفته : « پاداشت به سكون تاى قرشت بمعنى پاداش است كه جزا و مكافات نيكى باشد » .