طاعت ثواب يابد اگر مردم ويرا بر آن بينند و اگر نبينند الّا آنست كه طاعتهاى تطوّع و خيرات زيادتى چون بسرّ و پوشيده باشد ثوابش بيشتر بود و يكى در نزديك حضرت مصطفى عليه السّلام شد و گفت : يا رسول اللَّه من عبادت پنهان ميدارم و چون كسى بداند « 1 » بدان خرّم شوم و دوست دارم ، حضرت مصطفى عليه السّلام فرمود :
ترا بدان دو ثواب بود يكى ثواب طاعت دوّم ثواب آن بود كه كسى به تو اقتدا بكند « 2 » و بر پى تو برود « 3 » و چنين گويند كه : اگر مرائيان نبودندى در عالم آبادانى كم بودى ، و درو هيچ پلى يا رباطى نبودى ، و آنچه بدين ماند ؛ زيرا كه بيشتر كس اين چيزها از بهر آن كنند تا نام و ذكرش بماند و ليكن اگر مؤمنى بود بىنصيب آخرتى نبود زيرا كه در حقّ وى دعا كنند كه خداى تعالى بشنود و بيامرزد ويرا .
گويند : يكى رباطى بكرد و چون بپرداخت ترسيد كه بر آن ثواب نيابد كه از بهر نام و ريا كرده باشد اندوهگين و دلتنگ شد بخواب ديد كه اگر از ثواب بازمانى از دعاى غريبان و راهگذريان باز نمانى ، و هر كه را شقاوت و بدبختى رنجه ندارد كارى چنين از بهر خدا كند تا هم ثواب آخرتى و هم نام دنيايى بيابد .
376 -
من أولي « 4 » معروفا فلم يجد جزاء الّا الثّناء فقد شكره ، و من كتمه فقد كفره .
( 1 ) هر كه با وى نيكى كنند و وى بر جزاى آن قادر نباشد بايد كه شكرش كند و نيكويش گويد كه هر كه چنين كند جزايش كرده باشد ، و هر كه پنهان كند و جزا و شكرش نكرده باشد همچنان باشد كه كفران نعمت كرده باشد .
377 -
من أولي معروفا فليكافئ به ؛ فان لم يستطع فليذكره ؛ فان ذكره فقد شكره .
هامش
( 1 ) در نسخهء ديگر : « نداند » .
( 2 ) در نسخهء ديگر : « نكند » .
( 3 ) در نسخهء ديگر : « نرود » .
( 4 ) فعل مجهول است از « أولاه معروفا اى أسداه إليه و أعطاه إيّاه » .
ابن الاثير در نهايه و زبيدى در تاج العروس گفتهاند : « كلّ من أعطيته ابتداء من غير مكافأة فقد أوليته » .