تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
زن خلاص يافت و آن روز مردم شهر از ايشان خبر يافتند و حشر كردند و ازيشان رنج بسيار كشيده بودند و گرد آن سراى درآمدند و آن دزدان را اسير كردند و بند بر نهادند بر آنكه ديگر روز همه را بردار كنند ، امير شهر آن شب بخواب ديد كه حضرت مصطفى عليه السّلام فراز آمدى و از بهر ايشان شفاعت كردى ، ديگر روز مهتر دزدان را بياوردند و پرسيدند كه : چه نيكى كردى كه بدان سبب ترا استحقاق آن بود كه چون حضرت مصطفى در حقّ تو سخن گويد و شما را برهاند ؟ - مرد گفت كه : من از خويشتن جز از فساد و دزدى و رهزنى نميدانم و ليكن ديروز زنى علويّه را از بندى برهانيدم و چون خداى تعالى اين نيكى ضايع نكرد و بشفاعت حضرت مصطفى عليه السّلام ما را از بلا برهانيد ما نيز جمله توبه كنيم ؛ جمله توبه كردند و بزهد و عبادت مشغول شدند تا بمردند . حضرت صادق عليه السّلام فرمايد كه : هر كه پيش وى ذكر اهل البيت رود و آن محنت كه بر ايشان گذشته باشد ياد كند و مقدار پر مگسى آب از چشم وى بيايد خداى تعالى گناهان وى جمله بيامرزد اگر چه بسيار باشد . و حضرت مصطفى عليه السّلام فرمايد كه : هر كه در دلش يك ذرّه بغض اهل البيت من دارد بقيامت جهود باشد كه برخيزد گفتند : يا رسول اللَّه اگر چه شهادتين گويد ؟ - فرمود كه : فايدهء وى از گفتن شهادتين بيشتر از آن نباشد كه خود را باز يابد « 1 » و جزيت « 2 » ندهد صحيح همچون جهودان نباشد . و بروايتى ديگر : هر كه اهل بيت مرا دشمن دارد بقيامت أجذم بود يعنى بر وجهى بود كه همه كس از وى نفرت گيرد . و حضرت امام زين العابدين عليه السّلام ميفرمايد كه : اگر كسى ميان كعبه و مقام ابراهيم عليه السّلام عبادت كند چنان كه بروز روزه دارد و بشب همه شب نماز كند و برين وجه عمر نوح بيابد عليه السّلام و او را بظلم بكشند چون بما نگويد « 3 » يك ذرّه سود ندارد . و حضرت محمّد باقر عليه السّلام فرمايد كه : هر كه با ما پيوندد « 4 » خداى تعالى برحمت با وى
هامش
( 1 ) در نسخهء ديگر : « كه خون را باز يابد » پس مراد آنست كه خون خود را حفظ كند . ( 2 ) « جزيت » بمعنى « گزيه » و « سر گزيه » است . ( 3 ) يعنى بما ائمّه معتقد نباشد و ايمان نياورد . ( 4 ) در نسخهء ديگر : « نپيوندد » .
شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 205 | محمد بن سلامة القضاعي / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)