تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
و پند گوى مسلمان را با كارداران « 1 » و ظالمان بدوزخ مىبرند . و حضرت مصطفى عليه السّلام ميفرمايد كه : بندهء باشد كه عبادت يا نيكى بكند و آن را از أعمال صالحان و كردارهاى پوشيده نويسند « 2 » و آنچنان طاعتى استحقاق آن دارد كه هفتاد بار بر آن مكافات كنند ، شيطان بر قفاى وى افتد « 3 » و وسواس مىكند تا از « 4 » يكى بگويد ثواب نهانى از وى بشود ، ديگر باره مىكند و ديگر باز گويد ، بجمله آن طاعت چنان بشود كه [ استحقاق يك مزد « 5 » نداشته باشد و وقت باشد كه طاعت بنده « 6 » ] به چشم كرام الكاتبين بسيار آيد و بزرگ نمايد چون به آسمان برند خداى تعالى فرمايد كه بسجّين بريد كه آن نه از بهر من كرد ، و بود كه طاعت بنده به چشم كرام الكاتبين اندك آيد چون به آسمان برند خداى تعالى فرمايد كه بعلّيّين بريد كه آن خالص از بهر من كرد . و مثل آنكه عبادت بر وى و ريا « 7 » كند چون كسى بود كه با كيسهء پر سفال ببازار شود و فايدهء او آن باشد تا هر كسى گويد كه : فلان كس توانگرست كه زر بسيار دارد ، و بود كه آرزومند خورد نبى « 8 » بود و نتواند كه بخرد . حضرت مصطفى عليه السّلام فرمايد : از خداى عزّ و جلّ زنهار خواهيد تا از جبّ « 9 » الحزن يعنى چاه اندوه بپرهيزيد گفتند : يا رسول اللَّه آن چه چاهى است ؟ - فرمود كه : چاهيست در دوزخ كه هر روز چهار صد بار « 10 » اهل دوزخ از رنج آن چاه
هامش
( 1 ) در برهان قاطع گفته : « كاردار با دال ابجد بر وزن كامكار وزير پادشاه را گويند و كارداران جمع آنست كه وزيران باشند و كاردان بر وزن ساربان نيز بمعنى كاردار است كه وزير باشد » و مراد در اينجا ظلمه و ستمكارانند . ( 2 ) در يك نسخه : « پسندد » و در ديگرى « نپسندد » و تصحيح نظرى است . ( 3 ) در نسخهء ديگرى : « ايستد » . ( 4 ) در نسخهء ديگر : « آن يكى » . ( 5 ) كذا . ( 6 ) عبارت ميان دو قلاب از نسخهء قديم ساقط است . ( 7 ) دو كلمهء « وريا » در نسخهء قديم نيست . ( 8 ) در نسخهء قديم : « بروردى » . ( 9 ) در اصل : « حبّه » ؛ در منتهى الارب گفته : « جبّ بالضمّ چاه يا چاه بسيار آب دورتك يا چاه در مرغزار نيكو يا چاه سر بر نياورده يا چاه ناكنده » . ( 10 ) در نسخهء دانشگاه : « هر روز صد بار » .
شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 199 | محمد بن سلامة القضاعي / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)