تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
آتش دوزخ نيابد ؛ و از اينجاست كه مصطفى عليه السّلام فرمود : 375 - من طلب الدّنيا به عمل الآخرة فما له في الآخرة من نصيب . ( 1 ) يعنى هر كه دنيا جويد بكردارهاى آخرتى ويرا در آخرت از آن كردارها هيچ منفعتى و نصيبى نبود . اى عجبا خداى تعالى دنيا پيدا كرد تا بازارگاه آخرت و كشتزار قيامت بود پس چه حال بود آن بنده را كه طاعت و عبادت وى كه سرمايهء آخرتست دام حيلت خود سازد تا بدان دنيا بچنگ آورد . و حضرت مصطفى عليه السّلام ميفرمايد كه : شريك گويان و همتا گويان « 1 » خداى تعالى بر دو قسم است ؛ يكى آنست كه ماه پرستند يا آفتاب را سجده كنند ، يا بنور و ظلمت گويند ، و آنچه بدين ماند . دوّم آنانند كه خداى را يكى گويند به زبان و با اهل ايمان بياميخته باشند ، و لباس اسلام در پوشيده باشند ليكن اگر عبادتى و يا طاعتى كنند غرض و مقصودشان نمايش خلق بود تا هر كس ايشان را حرمت دارند و اگر چيزى خرند و يا فروشند كار بكام ايشان باشد و آنچه بدين ماند ؛ روز قيامت خداى تعالى ايشان را بدارد و جريدهء طاعتشان باز كند « 2 » در وى عبادتى بسيار و طاعتى بيشمار باشد ويرا گويند كه : ثواب اين از مردم طلب كن كه ترا مقصود آن بود كه ترا أزهد الزّهّاد گويند و شناسند و حاجى گويند و آنچه بدين ماند ، پس مراد خود بيافتيد ، امروز دستها فرو افشانيد و راه دوزخ برگيريد ، و كس باشد كه طاعتهاى وى بعضى مىسترند و بعضى ميگذارند ؛ كرام الكاتبين گويند : ملكا از وى همه نيكى ديديم و نيكى شنيديم ؛ خداى تعالى فرمايد سرّ وى من دانم و من دانستم كه وى نه از بهر من كرد ، و كدام درد بود سخت‌تر از آنكه زاهد شبخيز را با خمّار صبوح كش روى بر آتش ميكشند و كدام حسرتى بود سخت‌تر از آنكه حافظان و قرّاء را با مطربان سرود گو و غنا كن سرنگون در دوزخ مىافكنند . . ! و كدام تغابنى بود عظيم‌تر از آنكه قاضى و حاكم شهر
هامش
( 1 ) در نسخهء ديگر : « انباز گويان » . ( 2 ) در نسخهء ديگر : « از هم باز كند » .