نباشد كه شخصى كه پيغمبر نباشد و جبرئيل بوى نيايد مذهب نهد و چون بنهد حقيقت آن باطل باشد .
354 -
من أقال نادما بيعته أقاله اللَّه عثرته يوم القيامة .
( 1 ) هر كه خريدهء را باز دهد چون فروشنده پشيمان شود خداى تعالى در قيامت از گناهش درگذرد . چنين آوردهاند كه يكى از ياران حسن بصرى نام وى أيّوب « 1 » در بازار دكانى گرفت و بسختيانفروشى بنشست تا روزى مردى از وى سختيهانها خريده بود ببرد و باز آورد گفت : مرا پشيمانى حاصل شد بيع اقالت كرد پس از آن بدكان ننشست ، گفتند : چرا بدكان ننشستى ؟ - گفت : از بهر اين مراد نشسته بودم و كار بستن اين خبر ؛ مقصود حاصل آمد اين نام بر وى بماند . و اين اقاله از آن كردارهاى نيك است كه هر وقتى نباشد پس هر كس بتواند كه كند بايد كه بغنيمت دارد و بدان زيادت ننگرد و بدل فروشنده نگرد كه چگونه در گرم « 2 » و زحير « 3 » باشد و هر گه كه يادش آيد بجوشد و چون باز جاى خويش دهد وى شاد شود و هر گه نيك مردى شاد شود خداى تعالى خشنود گردد و گناهش بيامرزد و نبايد كه قول ناكسى بشنود كه ترا اين نيك افتاد و اين بيع حلالست ؛ و آنچه بدين ماند ؛ كه يارى شيطان ميدهد و كس را از خير ميدارد .
355 -
من كفّ لسانه عن أعراض النّاس أقاله اللَّه عثرته يوم القيامة
. ( 2 ) هر كه زبان را باز دارد از غيبت مردم خداى تعالى از گناهش درگذرد يعنى هر كه زبان را در بند آورد از گفتن آنكه فلان را روى چنين است يا چشمش چنانست و پايش چنين ؛ و آنچه بدين ماند از چيزهائى كه [ مذموم و ناپسند است ] خداى تعالى
هامش
( 1 ) كذا در نسخه ليكن در منتهى الارب گفته : « سختيان بالكسر پوست بز دباغت يافته ؛ معرّب است ، و شهريست از آن شهر أبو أيوب سختيانى » ليكن ابن الاثير در لباب « سختيان » را بفتح سين ضبط كرده طالب تفصيل بتاج العروس و يا بكتب أنساب و تصوّف مراجعه كند .
( 2 ) در برهان قاطع گفته : « گرم بضم اوّل و سكون ثانى و ميم بمعنى غم و اندوه و زحمت سخت و گرفتگى دل و دلگيرى باشد » .
( 3 ) در سابق از بهار عجم نقل شد كه « زحير » بمعنى پيچش دل است .