353 -
من سرّه ان يسكن بحبوحة الجنّة فليلزم الجماعة .
( 1 ) هر كه ميخواهد كه در ميان بهشت خرّم و شادان بنشيند بايد كه هميشه با جماعت باشد يعنى جماعتى كه در ميان ايشان حجّت خداى تعالى بود تا فايدهء اين خبر بهرزه نبود كه عقل خود اين چنين مينمايد كه اگر عالم يك شب بىحجّت خدا بودى خدا را نرسيدى كه مكلّف را باز پرسيدى از گناهى كه در آن شب كردى .
و حضرت مصطفى عليه السّلام ميفرمايد كه : اگر در عالم يك كس بر حقّ باشد جماعت او باشد و آن كس كه با وى باشد با جماعت بوده باشد ؛ و هر عاقلى كه تأمّل كند و در جواب انصاف دهد ويرا گويند : چه گوئى : اگر جماعتى گويند و در ميان يكى معصوم باشد اين جماعت را آن گويد و آن فرمايد كه مصطفى عليه السّلام آورده باشد و خداى تعالى بدان تكليف كرده باشد و اين جماعت را بدليل و حجّت عصمت وى معلوم باشد و بهر چه ميگويد يقين دارند كه حقّ است ، اين جماعت با اين شخص بر حقّاند يا نه ؟ - و اگر با وى خلاف كنند باطل باشد « 1 » يا نه ؟ - نتواند گفتن كه :
نه ؛ كه بس انكارى ظاهر كرده باشد ، پس عاقل بايد كه بنگرد تا هيچ گروهى را از اين امّت برين صفت يابد كه گفته آمد ؟ و چون جماعتى چنان كه بگفتيم بسببى پوشيده باشد واجب كند كه ديگرى را بر حقّ دارد و اين همچنان باشد كه گويند : در فلان شهر فلان كس بر حقّ است كه خداى را يكى گويد پس چون دو گويند يا سه گويند بيشتر بر حقّ باشند .
و ديگر هر گروهى كه مذهبشان با كسى ميخوانند كه از پس حضرت مصطفى عليه السّلام بده سال يا به صد سال بودهاند و پيدا شدهاند ايشان را گويند كه : بروزگار حضرت مصطفى عليه السّلام هيچ كس ديگر برين مذهب بود يا نه ؟ - اگر گويند كه : نبود ، پس اين مذهب بدعت و ضلالت باشد ، و اگر گويند كه : بود ؛ گوئيم ايشان را : در آنكه مذهب با ايشان ميخوانند فايده چيست ؟ چرا با ديگرى نميخوانند ؟
بچه از ديگران بهتر بودند ؟ اگر گويند كه : وى از علم خود بنهاد ، برين وجه روا
هامش
( 1 ) در نسخهء ديگر : « باشند » .