ميفرمايد كه : ايشان عالمانشان را نماز نكردند « 1 » و روزه نداشتند الّا آنكه حلال داشتند آنچه عالمانشان گفتند و حرام داشتند آنچه عالمانشان گفتند و ايشان را متابع شدند .
351 -
من فارق الجماعة مات ميتة جاهليّة
« 2 » .
( 1 ) هر كه از جماعت جدا شود مرگش چون مرگ جاهلان بود يعنى جاهلانى كه پيش از حضرت مصطفى عليه السّلام بودند و خداى را و شريعت را ندانستند از آنكه حجّت خداى تعالى باز نشناختند و فرمانش نبردند .
352 -
من فارق الجماعة شبرا خلع ربقة الاسلام من عنقه
. ( 2 ) هر كه از جماعت جدا شود چند « 3 » وجبى همچنان باشد كه ريسمان اسلام از گردن بيرون كرده باشد و كمترين چيزى كه بدان چيزها پيمايند وجب بود و در علم كمترين يك مسأله بود كه فايده دهد يعنى هر كه درين يك مسأله جماعت حقّ را خلاف كند از اسلام بشود و دست از آن رسن بدارد كه خدا ميفرمايد كه :
وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا
؛ يعنى دست در رسن خدا زنيد و در دينش متفرّق مشويد و چون اين آيه آمد مصطفى عليه السّلام دست بر دوش امير المؤمنين عليه السّلام زد و گفت : حبل خدا اينست كه دست در وى بايد زدن .
هامش
( 1 ) نصّ روايت چنان كه در تفسير عيّاشى به نظر ميرسد اين است :
« أبو بصير عن أبى عبد اللَّه عليه السّلام في قول اللَّه :اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِفقال : اما و اللَّه ما صاموا لهم و لا صلّوا و لكنّهم أحلّوا لهم حراما و حرّموا عليهم حلالا فاتّبعوهم »
و اخبار بسيار در تفسير آيه كه مفاد آنها نيز همين است نقل شده هر كه طالب باشد بتفسير برهان ( ج 1 چاپ اول ؛ ص 319 ) مراجعه كند و يا بكتاب قضاء وسائل و يا بمجلد اوّل بحار الانوار ) .
( 2 ) كذا در دو نسخه ليكن اين حديث در نسخهء عتيقه در اين مورد به نظر نميرسد و در ترتيب روايات منقوله نيز اختلاف اندكى ميان اين كتاب و آن نسخه به نظر ميرسد چون مهم نيست به ياد كرد آن نميپردازيم .
( 3 ) « چند » در امثال اين مورد بمعنى مطلق مقدار است يعنى به قدر يك وجب .