خداى تعالى هيچ روييش نبود يعنى خوار و بيمقدار باشد .
350 -
من نزع يده من الطّاعة لم يكن له حجّة يوم القيامة .
( 1 ) هر كه دست از طاعت امام بدارد روز قيامت هيچ حجّتى نباشد او را ؛ يعنى هر كه حجّت خداى را كه امام زمانه است بيندازد و طاعتش ندارد و شرعيّات نداند و از جماعتش فرار گيرد « 1 » اگر چه شصت سال و هفتاد سال يا بيشتر در طاعتش بسر برد روز قيامت خداى تعالى نپذيرد . و رسول عليه السّلام فرمايد كه : هر كه عبادتى كند و نداند اگر چه بوجه باشد خداى تعالى نپذيرد و بدان عقاب يابد ، پس آنكه در عبادت چندين فرايض را سنّت شمارد و بسيارى حلال با حرام گرداند و چندين مستحقّ را از حقّ محروم گرداند چگونه خداى تعالى طاعت وى پذيرد ؟ ! و آنكه از پس وى رود بقيامت كجا حجّتش باشد ؟ ! .
اگر گويند كه : شما نيز عبادت از علما مىآموزيد ؟ جواب آن باشد كه هر يكى از عالمان ما گويند كه از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام يا از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام يا از امامان ديگر بوى رسيده باشد و هيچ كس نتواند كه مذهب نوى « 2 » بنهد يا از سر خود چيزى گويد كه نشنوند ؛ يا از علماى دين ملامتش رسد ؛ و ازينجاست كه اوّل تا آخر مذهب و مقالت و گفتار در شريعت و عبادت يكى بوده است .
و جوابى ديگر معتمد آنست كه در ميان اين جماعت معصوم هست كجا گذارد كه ناصوابى در شرع فاش گردد نه چون ديگرى بود كه در هر مسألهء چندين گفتار باشد و چنان كه خداى تعالى يكيست حقّ نيز بايد كه يكى باشد .
قال اللَّه تعالى :
اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ
؛ يعنى جهودان و ترسايان عالمان خويش را بخدائى گرفتند و حضرت صادق عليه السّلام
هامش
( 1 ) در نسخهء ديگر : « فرا نگيرد » .
( 2 ) در نسخهء ديگر : « مذهبى بنوى » .