تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
نگرد و آن فرمانى كه دهد و حرمتى كش باشد مانند آن آرزو كند ، و خردمند بقيامت و عاقبت و سرانجامش نگرد آن را كاره بود و نخواهد ، و مثال حرام خواره چون سگى بود كه استخوانى سر تيز به دهان ميگيرد و ميخراشد و استخوان لب و دهان وى ميبرد و خون گرم از آن مىآيد و مىخورد و خوشش مىآيد و بر آن حريص مىشود و مىپندارد كه آن از استخوان مىآيد چون لب و دهانش سرد شود و درد و سوزش برگيرد بداند كه از لب و دهان است . و زاهدى كه پيوسته روزه داشتى شبانگاه چندانى بخوردى كه زندگانى بدان باز يابيدى و زار زار بگريستى و گفتى كه : پندارم كه مردار ميخورم . و يكى سرايى را به امانى داشت وقتى خطّى نوشته بود نمىخشكيد « 1 » خواست كه قدرى خاك از آن ديوار سراى برگيرد و بر آن خطّ كند انديشيد كه بود كه نشايد ، ديگر باره قصد كرد آوازى شنيد كه امانت بجاى دار و حرام اگر چه اندكى باشد خوار مدار كه عقابش بيشتر باشد از آنكه كس طاقتش دارد . و يكى ببازار شد تا گندم خرد دانهء از بهر آزمايش به دهان نهاد و بخائيد بدلش نبود « 2 » باز گشت از پس آن يادش آمد كه حلالى نخواستم ؛ بيامد و گندم فروش را طلب كرد او را نيافت بجانبى نشان وى دادند مرد بدان جا رفت چون بدان جا رسيد گفتند كه : وى بحجّ رفت مرد ترتيب كرد « 3 » و بدنبال وى « 4 » بحجّ رفت و با خود گفت كه : نبايد « 5 » كه مرگ در رسد و حلالى نخواسته باشم ، از قفاى وى برفت و حلالى بخواست . و بدان روزگار كه : أمير المؤمنين علىّ عليه الصّلوة و السّلام بكوفه بود و عراق و حجاز بفرمان او بود يكى گويد كه گرم هنگامى در نزديك وى شدم امير المؤمنين عليه السّلام كاسهء چوبين در دست داشت مهرش بر سر نهاده و پوستيش در سر بسته
هامش
( 1 ) در نسخهء ديگر : « نمىخوشيد » و مراد « نميخشكيد » است . ( 2 ) يعنى بدلش نچسبيد و موافق ميلش نشد . ( 3 ) در نسخهء ديگر : « مرد ترتيب توشهء راه كرد » . ( 4 ) در نسخهء قديم : « دنبالهء اوى » . ( 5 ) يعنى مبادا ؛ و در كتب قديمه نوعا بجاى مبادا كه اكنون در ميان مردم مصطلح است « نبايد » به كار برده‌اند .
شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 181 | محمد بن سلامة القضاعي / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)