تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
گفت : فرو خوردم ، كنيزك گفت :
وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ
؛ يعنى آنان كه مردم را عفو كنند ؛ امام عليه السّلام گفت : عفوت كردم ، كنيزك گفت :
وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
؛ يعنى خداى دوست دارد نيكوكاران را ، امام عليه السّلام گفت : آزادت كردم . خداى تعالى موسى عليه السّلام را گفت : اى موسى دانى كه پيغمبرى را بچه استحقاق يافتى ؟ - گفت : نه ، گفت : يا موسى بدان كه وقتى گوسفندى از گلّهء تو برميده بود تو از پس وى همى شدى تا برنجى عظيم بوى رسيدى چون گوسفند را بگرفتى به زبان چيزى نگفتى و خشم نگرفتى و آن گوسفند را بر دوش گرفتى و گفتى : اى مسكين اين چه بود كه تو كردى خود را و مرا برنجانيدى « 1 » امّا آنجا كه داند كه زير دست را ادب نكند الّا از پس آنكه بترسانيده باشد ؛ زيان دارد ، شايد كه ادبش بكند . 344 - من مشى منكم في ظلم اللّيل الى المساجد مشى بالنّور التّامّ يوم القيامة يسعى بين يديه « 2 » . ( 1 ) هر كه از شما در تاريكى شب برخيزد و از بهر نماز به مسجد شود خداى تعالى وى را نورى دهد روز قيامت كه در پيش او ميتابد « 3 » . 345 - من سرّه ان يجد طعم الايمان فليحبّ المرء لا يحبّه الّا للَّه تعالى . ( 2 ) هر كه شاد و خرّم كند او را اينكه طعم و مزهء ايمان يابد بايد كه مرد مؤمن دوست دارد و دوستش از بهر خدا دارد و بس . و حضرت مصطفى عليه السّلام ميفرمايد كه : آن كس كه ايمانش قويتر بود از آن بود كه دوستى از بهر خدا كند و دشمنى از بهر خدا كند و چون خير كند از بهر طلب رضاى خدا كند ، و از آن كسى كه باز گيرد از بهر خداى تعالى باز گيرد ، و هر آن دو كس كه از بهر خداى تعالى با يك ديگر دوستى كنند ايشان را بود ستونى در بهشت از ياقوت سرخ ؛ بر آن ستون هفتاد هزار غرفه بود چنان كه
هامش
( 1 ) يعنى سبب استحقاق نبوّت تو اين امر بود . ( 2 ) در نسخهء عتيقه اين حديث را در اين مورد نياورده است . ( 3 ) در نسخهء قديم : « كه در پيش مينمايد » .