تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
نسبش را خوار داشته باشد و گناهش زشت‌تر « 1 » بود و عقابش سختر « 2 » بود و هر كه بسبب نسب خويشتن بزرگ نمايد و ديگرش حقير آيد زود بود كه هلاك شود ، آورده‌اند كه : در قيامت ندا آيد كه : شما نسبى نهاديد كه فلان پسر فلان ، و من نسبتى كردم كه :
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ
؛ اكنون بنگرم تا كدام بهتر آيد . روزى حضرت مصطفى عليه السلام نشسته بود و پشت مبارك بمحراب باز داده بود و آن روى چون ماه فراقوم كرده و آن لب چون عقيق از هم بگشاده و بلفظى شيرين و به زبان فصيح گاه از وعد و گاه از وعيد از درّ منثور و لؤلؤ مكنون فرا باريدن گرفت صناديد عرب و بزرگان قريش همه بجان و دل مستمع شده و دل و هوش گوش بر گفتار آن حضرت نهاده سلمان فارسى عليه السّلام رضى اللَّه عنه از در درآمد و بديشان باك نكرد و پاى برگردن يك يك در مىنهاد تا بنزديك حضرت مصطفى عليه السّلام رسيد و ايشان را خشم آمد يكى بر جوشيد و گفت : بكدام حسب و نسب اين داورى كردى ؟ - سلمان بگريست گفت كه : من نطفهء گنديده بودم و آخر مرده باشم روز قيامت كه داورى بود اگر سرانجام من بخير آيد از من شريفتر و كريمتر كسى نبود مصطفى عليه السّلام سر برآورد و گفت سلمان راست ميگويد . 317 - من جعل قاضيا فقد ذبح به غير سكّين . ( 1 ) هر كه را قاضى كردند بىكارد گلويش ببريدند . 318 - من حمل سلعته فقد برىء من الكبر . ( 2 ) هر كه متاع خويش برگيرد از كبر دور بود ؛ يعنى هر كه بعيب ندارد كه از بازار يا از جايى ديگر چيزى كه خريده باشد برگيرد به عيال برد . و مصطفى عليه السّلام ببازار شدى چيزى خريدى از بهر عيال خويش به خانه بردى ، و در سراى بنشستى و بدست خود پاره بر نعل انداختى ، و بز را بدوشيدى ، و شتر را علف در كردى ، و چون مزدورى در كار خسته شدى يارى وى كردى ، و بنده را هيچ آفتى بزرگتر از آن نيست
هامش
( 1 ) كذا بتخفيف . ( 2 ) كذا بتخفيف .