تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
نيكو كرد فرو زد بمركّب گواهى بنوشت ، چون بيرون آمد يادش آمد كه نبايد كه آن ظالم بدان قلم چيزى بر كسى نويسد و من به او شريك باشم ؛ باز گرديد و سر قلم شكست . و يكى ديگر آنكه معلّمى كردى فرزندان ظالمان را چيزى از قرآن و چيزى ديگر از ادب و عربيّت نياموزانيدى گفتى : نبايد « 1 » كه ايشان بناشايست به كار برند و من يار و شريك آن باشم . قال اللَّه تعالى :
وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى ، وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ
؛ يعنى يارى دهيد يك ديگر را بر خير و نيكى ، و يارى مدهيد يك ديگر را بر آنچه وزر و و بال بود . 313 - من تشبّه بقوم فهو منهم . ( 1 ) هر كه مانند كند خويشتن را بقومى از ايشان بود . 314 - من طلب العلم « 2 » تكفّل اللَّه برزقه . ( 2 ) هر كه طلب علم كند خداى تعالى به روزى دادنش ضامن و پايندان بود ، خداى تعالى اگر چه هر جانورى را روزى بر خويشتن واجب كرده است و ليكن هر يكى را وجهى بود كه تا بدان مشغول نشوند روزى بوى نرسد [ امّا ] آنكه طلب علم كند خداى تعالى بىسببى روزيش دهد . مصطفى عليه السّلام گويد كه : ندانستهء كه خير دنيا و آخرت با علم بود و شرّ دنيا و آخرت با جهل بود ، خداى را نپرستند إلّا بعلم ، و طاعتش را بنرسند إلّا بعلم ، و اين نشانست كه هر كس طاعت و عبادت بىحدّ كند چون بىعلم كند همه هباء منثور « 3 » بود . و أمير المؤمنين على عليه السّلام فرمايد : قيمة كلّ
هامش
( 1 ) يعنى « مبادا » و در كتب قديمه « نبايد » بجاى « مبادا » كه اكنون به كار ميرود زياد به كار رفته است . ( 2 ) در نسخهء عتيقه : « علما » . ( 3 ) مأخوذ از آخر آيه 23 سورة الفرقان است و تمام آن اين است : «وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراًو مراد به « هباء منثور » آنست كه پوچ و بىحاصل باشد .