امرئ ما يحسنه
؛ قيمت هر كس به قدر دانش او بود اگر قدر بمال بودى هيچ كس بهتر از قارون نبودى ، و اگر خلاص از آتش بمال بودى هيچ مالدار را روى در دوزخ نشدى ، و اگر بنسب بودى أبو لهب كه عمّ پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بود ملعون نبودى .
قال اللَّه تعالى :
قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ
؛ يعنى يكسان نبود آنكه بداند و آنكه نداند .
315 -
من لم ينفعه علمه ضرّه جهله .
( 1 ) هر كرا علم و دانش سود نكند جهلش زيان كند .
316 -
من أبطأ به عمله لم يسرع به نسبه
. ( 2 ) هر كه از كردار باز ماند نسب و حسبش بفريادش نرسد .
قال اللَّه تعالى :
فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ
؛ يعنى چون در صور دمند و خلق از گور برخيزند آن روز از اصل و نسب نپرسند بلكه از اعمال و كردار پرسند . و مصطفى عليه السّلام چندان نماز كرد كه پايهايش بياماهيد « 1 » گفتند : يا رسول اللَّه نه خداى تعالى ترا برگزيد و حكم كرد كه تو از گناه پاكى ؛ اين همه رنج از بيم چيست ؟ - گفت : اگر طاعت نكنم ناشكور و ناسپاس باشم . و قومى بر سبيل زيارت در نزديك امام زين العابدين عليه السّلام آمدند و او در نماز ايستاده بود ضعيف و نزار شده چون خوشهء پربار كه باد آن را بجنباند مىلرزيد ، و پيشانى و ديگر جايها كه بر سجود نهاده بود چون زانوى شتر شده بود ، گفتند : يا ابن رسول اللَّه خداى تعالى اگر دوزخ را الّا از بهر تو نيافريده است « 2 »
هامش
( 1 ) در برهان قاطع گفته : « آماه بر وزن ناگاه بمعنى آماس است كه ورم و برآمدگى اعضا باشد » پس « آماهيدن » بمعنى آماس كردن مىباشد .
( 2 ) كذا در نسخهء اصل ؛ و پيداست كه عبارتى از اينجا ساقط است .