319 -
من يشادّ هذا الدّين يغلبه
« 1 » .
( 1 ) هر كه با اين دين سختى كند دين بر وى چيره « 2 » شود ؛ يعنى كه طاقتش نبود و بود كه اوقات ديگران بر خود بزيان آورد چون مسافرى در بيابانى كه بدان رود يا بيشتر ببايد بريدن تا سلامت يابد خواهد كه بيك روز ببرد لا جرم درماند و در ميان بيابان بماند و دير به مقصود رسد و باشد كه هلاك شود .
320 -
من كذّب بالشّفاعة « 3 » لم ينلها يوم القيامة .
( 2 ) هر كه بدروغ دارد شفاعت را شفاعت من بوى نرسد روز قيامت .
321 -
من سرّته حسنته و سائته خطيئته فهو مؤمن .
( 3 ) هر كه را شاد كند نيكيش و اندوهگين كند گناهش ؛ وى مؤمن است . و چهار چيز آنست كه در دنيا دوّيمش از اوّل سختتر بود ، اوّل هر كس گناهى كند پس فخر كند بدان ، پس آن فخر از گناهش هزار بار عظيمتر بود « 4 » .
322 -
من صام الأبد فلا صام و لا أفطر .
( 4 ) هر كه هميشه روزه دارد روزهاش نبود ؛ چون در حال سفر و بيمارى و غيرهما كه روزه نبايد داشتن روزه دارد .
323 -
من خاف أدلج ، و من أدلج بلغ المنزل .
هامش
( 1 ) در حاشيهء نسخهء عتيقه آن را چنين ترجمه كرده : « هر كه برآويزد با اين دين قهر كند او را دين » جزرى در نهايه گفته :
« من يشادّ الدّين يغلبه
؛ أى يقاويه و يقاومه و يكلّف نفسه من العبادة فيه فوق طاقته ، و المشاددة المغالبة و هو مثل الحديث الآخر :
انّ هذا الدّين متين فأوغل فيه برفق
» . ( 2 ) در اصل : « خيره » و قياسا تصحيح شد .
( 3 ) در بعضى نسخ : « بالشهادة » .
( 4 ) كذا در نسخهء أصل يعنى از دوم و سوم و چهارم آن چهار چيز ذكرى نشده است .