از بهر گور قيامت بر نگرفته بر خويشتن مىپيچد و گويد : از پس مرگ من چه پيش آيد مرا ؟ در گور با من چه كنند ؟ و بقيامت از من چه پرسند ؟ و بيمار پرس چون اين حال بيند ناچار دلش نرم گردد و بر دنيا سرد شود و روى بآخرت كند گويد : ديروز اين مرد چون بود اميد دراز ميداشت ؛ تواند كه من فردا چون او باشم . و حضرت مصطفى عليه السّلام گويد كه : هر كه بر بيمارى صبر كند و خدا را خواند چنان كه در خزان برگ از درخت فرو ريزد گناه از وى ميريزد ، و هيچ كس از دنيا بنشود تا بدان گناه كه كرده باشد بيماريى بوى نرسد اگر زيادت سختى جان كردن گردد زيادتى بماند آسايش « 1 » جان كندن گردد ، و هر كه در پرسيدن بيمار شود در رحمت خدا باشد همچنان باشد كه هفده روز روزه داشته باشد و بقولى هژده روز .
311 -
من دعا على من ظلمه فقد انتصر منه .
( 1 ) هر آن كس كه نفرين كند بر آن كس كه بر وى ظلم كرده باشد مكافاتش باز كرده باشد زيرا كه نفرين به كار شود .
312 -
من مشى مع ظالم فقد اجرم .
( 2 ) هر كه با ظالمى بشود پس تعظيم گناه كرده باشد زيرا كه ظالم بنزديك خداى تعالى خوار و ذليل بود پس هر كه نشست و خاست با ظالم كند و در آن تعظيم و بزرگى ظالم بود مخالفت خدا كرده باشد ، و هر كه خداى را مخالفت كند نزديك آن بود كه ظالم گردد ، و بدترين ظالمان مخالف دين حق بود و نشايد كه مؤمن ويرا نوازد و از بهر وى دعا و استغفار كند يا بر وى سلام كند الّا تقيه بود .
قال اللَّه تعالى :
وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ
؛ يعنى پشت وا « 2 » ظالمان مدهيد و با ايشان ميل مكنيد كه آتش دوزخ شما را دريابد و كس بفرياد شما نرسد . عادلى را بسراى ظالمى بردند تا گواهى بنويسد سر قلم تباه بود
هامش
( 1 ) كذا ؛ و بطور حتم عبارت درست نيست و از وسطش چيزهائى ساقط شده است .
( 2 ) در برهان قاطع گفته : « [ وا ] گاهى بجاى با گفته مىشود چنان كه ميگويند : وا تو ميگويم يعنى با تو » .